با رویکرد اهلبیت (ع) و استناد به قرآن و روایات، این موضوع را بررسی میکنیم.
پاسخ کوتاه
بر پایه آموزههای اهل بیت (ع)، قرآن و عترت دو یادگار پیوستهاند و فهم قرآن از عترت جدا نمیشود؛ ائمه (ع) وارثان دانش نبوی و پرورده مکتب وحیاند و تفسیر آنها، بیان مقصود واقعی آیات است، نه افزودن بر دین.
دلایل و حکمتها
- همتایی قرآن و عترت: در حدیث ثقلین، تمسک به هر دو یادگار با هم لازم شمرده شده است؛ پس تفسیر قرآن نیز به عترت بازمیگردد.
- آموزش مستقیم پیامبر (ص): ائمه (ع) دانش خود را از پیامبر (ص) به ارث بردهاند و نزدیکترین شاهدان نزول و تبیین وحیاند.
- آیات متشابه نیازمند مرجع است: قرآن، آیات محکم و متشابه دارد و روایات، راه تشخیص معنای درست متشابهات را نشان میدهند.
- معرفی اهل بیت به در حطه: روایت مشهور، اهل بیت (ع) را به درِ حطه مانند کرده که ورود به آن، امنیت میآورد؛ و فهم قرآنِ ایمن از گمراهی نیز از همین در میگذرد.
- سفره خداوند: امام صادق (ع) قرآن را سفره خدا میخوانند و فرمودند از این سفره بیاموزید هر اندازه که میتوانید؛ و اهل بیت (ع) خود، سرآمد آموختگان این سفرهاند.
- پاسداری از معنای قرآن: تفسیرهای سلیقهای در طول تاریخ دامن زده است؛ روایات اهل بیت (ع) سدی در برابر برداشتهای بیپایه و گروهی است.
آثار و فواید
- فهم یکپارچه قرآن و سنت بدون تعارضهای ساختگی.
- دسترسی به تفسیر اصیل و نزدیک به عصر نزول.
- ایمن ماندن از تفسیرهای افراطی و سلیقهای.
- الگوگیری عملی از سیرهای که خود، ترجمان زنده آیات بود.
- عمقیافتن معنویت قرآنی در زندگی روزمره.
آیات قرآن در این باب
وَقَرْنَ فِى بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ ٱلْجَٰهِلِيَّةِ ٱلْأُولَىٰ ۖ وَأَقِمْنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِعْنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ ۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجْسَ أَهْلَ ٱلْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًۭا
و در خانههای خود بمانید، و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید؛ خداوند فقط میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.
هُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ عَلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ مِنْهُ ءَايَٰتٌۭ مُّحْكَمَٰتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلْكِتَٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَٰبِهَٰتٌۭ ۖ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ زَيْغٌۭ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَٰبَهَ مِنْهُ ٱبْتِغَآءَ ٱلْفِتْنَةِ وَٱبْتِغَآءَ تَأْوِيلِهِۦ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُ ۗ وَٱلرَّٰسِخُونَ فِى ٱلْعِلْمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِۦ كُلٌّۭ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِ
او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن] است؛ که اساس این کتاب میباشد؛ (و هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف میگردد.) و قسمتی از آن، «متشابه» است [= آیاتی که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن میرود؛ ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار میگردد.] اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنهانگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن میطلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمیدانند. (آنها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی) میگویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمیشوند (و این حقیقت را درک نمیکنند).
روایات مرتبط
إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ: كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِي، مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَدًا
من در میان شما دو چیز گرانبها بر جای میگذارم: کتاب خدا و عترتم. به این دو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد.
الْقُرْآنُ مَأْدُبَةُ اللَّهِ، فَتَعَلَّمُوا مَأْدُبَتَهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ
قرآن سفره خداست، پس هرچه میتوانید از سفره او بیاموزید.
إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ بَابِ حِطَّةٍ، مَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمنًا
مثل اهل بیتم در میان شما مثل در حطه است؛ هرکس داخل آن شود، در امان باشد.
پرسشهای پرتکرار
آیا تفسیر روایی، تنها راه فهم قرآن است؟
روایات معتبر، روشنترین چراغ راهاند؛ اما قرآن با زبان عربی روشن و قواعد ادبی نیز قابل فهم است و روایات، فهم را تکمیل و مستند میکنند.
اگر روایتی با ظاهر قرآن ناسازگار به نظر برسد چه کنیم؟
بنا بر قواعد پذیرفتهشده، روایت با قرآن سنجیده میشود؛ تعارض ظاهری یا نشانه ضعف روایت است یا نیاز به تفسیر درست آن دارد.
مقصود از «اهل ذکر» در آیه پرسش چیست؟
بنا بر تفسیر مشهور شیعی، مصداق این تعبیر، پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع)اند که مرجع دانش دینی شمرده شدهاند.
منبع اصلی این نوشتار قرآن کریم و روایات اهلبیت (ع) است؛ برای مطالعهی بیشتر، لینکهای مرتبط را ببینید.
