اسمگذاری فرزند، اولین هدیهی والدین است و در روایات بر زیبایی و معنای نام تأکید شده است. در این نوشته معنی و ریشهی نام «بهرام» را بررسی میکنیم.
معنی اسم بهرام
بهرام در زبانهای ایرانی کهن به معنای «پیروزیبخش و شکوهمند» است و نام سیارهی مریخ در نجوم قدیم نیز بوده است؛ این نام نماد پیروزی، دلیری و فر است. بهرام امروز یادآور شکوه و پیروزی است و در میان نامهای پسرانهی ایرانی جایگاهی رفیع دارد.
ریشه و خاستگاه
فارسی میانه؛ برگرفته از «ورثرغنه»، ایزد پیروزی در آیین کهن ایران. این نام در روزگار ساسانیان از نامهای رایج پادشاهان بود و پس از اسلام نیز در ادب فارسی زنده ماند و با روایتهای بهرام گور پیوند خورد.
نامهای همخانواده
این نام با نامهای زیر همریشه است و والدینی که به دنبال نامهایی با حالوهوای مشابهاند میتوانند این گزینهها را نیز بررسی کنند:
- وهرام
مشهورترین نامداران
- بهرام گور، پادشاه نامدار ساسانی که روایتهای شکار و دلیری او در ادب فارسی مشهور است
- بهرام چوبین، سردار نامدار ایران در پایان روزگار ساسانی
- بهرام بیضایی، کارگردان، نمایشنامهنویس و پژوهشگر برجستهی سینما و تئاتر ایران
نکتهای برای والدین
هنگام انتخاب نام برای فرزند، علاوه بر معنای زیبا، به خوانش راحت، تلفظ صحیح و عدم معنای منفی در زبانهای دیگر نیز توجه کنید. نامی که کودک با آن بزرگ میشود بخشی از هویت اوست؛ روایات، نامهای نیک را نشانهی خیر و برکت برای کودک میدانند.
پرسشهای پرتکرار
آیا نام بهرام به آیینهای کهن ایران بازمیگردد و انتخاب آن اشکال دارد؟
ریشهی بهرام به ایزد پیروزی در باورهای ایران باستان بازمیگردد، اما امروزه این نام در ذهن مردم صرفاً نامی پسرانهی ایرانی به معنای پیروزی و شکوه است؛ در نگاه فقهی، ملاک در نامگذاری معنای نام و فهم رایج از آن است و نامهایی که معنای ناپسند ندارند، مانعی ندارند.
بهرام در شاهنامه چه جایگاهی دارد؟
شاهنامه از بهرام گور با روایتهایی از شکار، دلیری و خوشگذرانی یاد کرده است؛ مشهورترین بخش آن، داستان بهرام و آزاده است که در نگارگری ایرانی بارها تصویر شده و نام بهرام را با هنر و ادب ایران پیوند زده است.
مشهورترین نامداران بهرام چه کسانیاند؟
بهرام پنجم مشهور به «بهرام گور» و بهرام چوبین از فرماندهان و پادشاهان نامدار ایراناند و در روزگار ما نیز بهرام بیضایی نامی آشنا و پرآوازه در سینما و تئاتر ایران است.
سخن پایانی آنکه این موضوع را نباید فقط «بدانیم»؛ قرار دادن آن در زندگی روزمره، مغز تن است.
