در حال بارگذاری...
در حال بارگذاری...
چرا فقه پویا و چرا ضرورت پاسخ به مسائل نوپدید؟
فقه اسلامی مجموعهای از احکام شرعی است که خداوند برای هدایت بشر در همه عرصههای زندگی وضع کرده است. یکی از ویژگیهای برجسته فقه شیعه، پویایی و قابلیت انطباق با نیازهای متغیر زمان است. این پویایی ریشه در اصولی دارد که توسط ائمه اطهار (ع) پایهگذاری شده و توسط مراجع عظام تقلید در هر عصر بسط و توسعه یافته است. فقهی که نتواند پاسخگوی مسائل نوپدید باشد، فقهی جامد و محدود است؛ اما فقه اهل بیت (ع) فقهی است که با عبور از زمان و مکان، توانسته است در هر عصری پاسخگوی نیازهای نوپدید باشد.
ظهور فناوریهای نوین، تحولات اجتماعی، پیشرفتهای پزشکی، نوآوریهای مالی و تغییرات سیاسی، مسائل و موضوعاتی را پدید آورده است که در گذشته سابقه نداشتهاند. مسائلی مانند بانکداری الکترونیک، ارزهای دیجیتال، انتقال اعضا، لقاح مصنوعی، شبکۀ اجتماعی، هوش مصنوعی و... نیازمند پاسخهای شرعی دقیق و مستدل هستند. مراجع تقلید با تکیه بر منابع اصیل (قرآن، سنت، عقل، إجماع) و استفاده از اصول فقهی (برائت، استصحاب، انسداد، مصلحت) به این مسائل پاسخ میگویند و به این ترتیب، حجت خداوند در هر عصر تمامی میگردد.
قاعده «لا تنقطع حجة الله علی الخلق حتی ینقطع ظل الشمس» — حجة خداوند بر بندگان قطع نمیشود تا زمانی که سایه خورشید قطع گردد (قیام قیامت). این قاعده که در کلام امام عصر (عج) آمده است، بیانگر استمرار حضور فقه زنده و مرجعیت در جامعه اسلامی است. در هر عصری باید فقیهی جامعالشرایط حضور داشته باشد که پاسخگوی مسائل نوپدید باشد و حجت الهی را بر بندگان تمام کند. این قاعده مبنای لزوم استمرار مرجعیت تقلید و ضرورت پاسخگویی به مسائل مستحدثه است.
در موارد شک در حلیت یا حرمت، اصل برائت جاری میشود مگر دلیل شرعی بر حرمت یا وجوب ثابت شود.
استمرار حکم یا وضع سابق را در صورت شک در بقای آن، جاری میکند.
هر حکمی که موجب ضرر قابلتوجه شود، توسط شارع رفع شده است.
هر حکمی که موجب عسر و حرج شدید شود، در اسلام رفع شده است.
در موارد انسداد باب علم، مصلحت در واقع میتواند مبنای حکم قرار گیرد.
هرجا که دو مصلحت یا دو مفسده تعارض کنند، رعایت اهم و مهم میشود.
در صورت بسته شدن راههای علم، رجوع به اصول عملی ضروری است.
رفتار عقلا تأییدکننده بسیاری از احکام، قراردادها و معاملات مستحدثه است.