این پرسش یکی از پرسشهای پرتکرار فارسیزبانان است؛ بیایید پاسخ آن را دقیق بررسی کنیم.
تعریف
غزوه تبوک در سال نهم هجری قمری (۶۳۱ میلادی) واپسین لشکرکشی پیامبر بود؛ سپاه بزرگ مسلمانان در گرمای تابستان و در دورهی قحطی حدود هفتصد کیلومتر تا تبوک در مرز شام پیش رفت و بدون وقوع نبرد، با پیمانهای صلح با سران مناطق مرزی و دستاوردی راهبردی به مدینه بازگشت.
زمینه و رخداد
- گزارشهایی از گردآوری نیرو از سوی روم و متحدان عرب آن در شام به مدینه رسید که مایهی نگرانی شد.
- پیامبر در فصلی سخت و با کمبود عمومی آذوقه و مرکب — و از همینرو با نام «جیش عسرة» — سپاهی حدود سی هزار نفر فراهم آورد.
- یاران توانگر از جمله عثمان بن عفان در تجهیز سپاه بخششهای بزرگی کردند و قرآن از اعمال نیک خادمان این لشکرکشی با تجلیل یاد میکند.
- پس از رسیدن به تبوک، سپاه دشمنی در کار نبود و پیامبر حدود بیست روز در منطقه ماند و سران محلی را به پیمان فراخواند.
- با سران مناطق مرزی از جمله حاکم ایله و سران جَرْبا و أَذْرُح پیمانهای صلح و باجگزاری بسته شد.
- سپاه بدون درگیری به مدینه بازگشت و خبر آمادگی و ارادهی مسلمانان در سراسر منطقه پیچید.
پیامدها
- بازدارندگی در مرز شام برقرار شد و تا سالها تهاجم بزرگ رخ نداد.
- مسجدی که به گمان منابع با انگیزهی آسیب رساندن به وحدت مسلمانان ساخته شده بود (مسجد ضِرار) تخریب شد.
- سه تن از یاران که بیدلیل سپاه را همراهی نکرده بودند، به فرمان قرآن مدتی طرد شدند و سرانجام توبهشان پذیرفته شد.
- نمایندگیهای قبایل گوناگون به مدینه آمد و سال نهم هجری «سال وفود» خوانده شد؛ پیوند قبایل با دولت مدینه گسترش یافت.
درسهای امروزین
- بازدارندگی پرهزینه اما بسیار کمخسارتتر از جنگ است؛ حرکت نمایشی اراده و توان میتواند نبرد را غیرضروری کند.
- آمادگی در سختی (گرما و نداری) نشانهی بلوغ سازمانی و سنجش وفاداری اعضاست.
- شفافیت دربارهی عملکرد افراد همراه با گشودن راه بازگشت (پذیرش توبهی سه غایب)، انصاف سازمانی را نشان میدهد.
- ارزیابی سنجیدهی اطلاعات پیش از تصمیم گران است؛ سپاه دشمن حضور نداشت اما حرکت، پیام بازدارندگی رساند.
حکمت و فلسفه
تبوک آموخت که گاه پیروزی در جنگیدن نیست، در جلوگیری از جنگ است؛ نمایش اراده و توان همراه با دیپلماسی قراردادی، هدف راهبردی را بدون خونریزی تأمین کرد و نشان داد هزینهی آمادگی، همواره کمتر از هزینهی غافلگیری است.
آیات قرآن در این باب
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ ٱنفِرُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱثَّاقَلْتُمْ إِلَى ٱلْأَرْضِ ۚ أَرَضِيتُم بِٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا مِنَ ٱلْءَاخِرَةِ ۚ فَمَا مَتَٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا فِى ٱلْءَاخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! چرا هنگامی که به شما گفته میشود: «به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید!» بر زمین سنگینی میکنید (و سستی به خرج میدهید)؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شدهاید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست!
إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ ٱللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ثَانِىَ ٱثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِى ٱلْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَٰحِبِهِۦ لَا تَحْزَنْ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَا ۖ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُۥ بِجُنُودٍۢ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱلسُّفْلَىٰ ۗ وَكَلِمَةُ ٱللَّهِ هِىَ ٱلْعُلْيَا ۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ (و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت؛) آن هنگام که کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی که دوّمین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود میگفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد؛ و با لشکرهایی که مشاهده نمیکردید، او را تقویت نمود؛ و گفتار (و هدف) کافران را پایین قرار داد، (و آنها را با شکست مواجه ساخت؛) و سخن خدا (و آیین او)، بالا (و پیروز) است؛ و خداوند عزیز و حکیم است!
لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِىِّ وَٱلْمُهَٰجِرِينَ وَٱلْأَنصَارِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ فِى سَاعَةِ ٱلْعُسْرَةِ مِنۢ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍۢ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ ۚ إِنَّهُۥ بِهِمْ رَءُوفٌۭ رَّحِيمٌۭ
مسلّماً خداوند رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران و انصار، که در زمان عسرت و شدّت (در جنگ تبوک) از او پیروی کردند، نمود؛ بعد از آنکه نزدیک بود دلهای گروهی از آنها، از حقّ منحرف شود (و از میدان جنگ بازگردند)؛ سپس خدا توبه آنها را پذیرفت، که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است!
پرسشهای پرتکرار
چرا به سپاه تبوک «جیش عسرة» میگفتند؟
زیرا سفر در گرمای شدید تابستان و در دورهی کمبود آذوقه و مرکب و آب انجام میشد و سختی فراوان داشت.
آیا در تبوک نبردی رخ داد؟
خیر؛ سپاه دشمنی در برابر آنان نبود و دستاورد لشکرکشی، پیمان صلح با سران مناطق مرزی و ایجاد بازدارندگی بود.
ماجرای سه تن که سپاه را همراهی نکردند چه بود؟
سه تن از یاران بیانگیزه در سفر شرکت نکردند، جامعه به فرمان قرآن مدتی با آنان قهر کرد و سرانجام توبهشان پذیرفته شد.
خواندنِ یکباره کافی نیست؛ بازگشت به این نکتهها در تجربهی روزمره، تفاوتساز است.
