در این نوشته تلاش میکنیم بدون حشو و اطناب، پاسخی مستند و کاربردی ارائه کنیم.
پاسخ اجمالی
کسی که پس از بلوغ به اسلام میگراید، فقط نمازهایی را که در زمان اسلامش فوت شده قضا میکند؛ نمازهای دوران کفر بر گردن او نیست و قضای آنها لازم نیست.
توضیح تفصیلی
تکلیف به عبادات، منوط به شرایطی از جمله اسلام و عقل است و در دوران کفر، خطاب شرعی به کافر به انجام فروع به نحو تفصیلی وصل نیست. از این رو، هنگام اسلام، صفحهی گذشته پاک میشود و اسلامِ نو، همه گناهان پیشین را میآمرزد. البته اگر کسی در خانوادهای مسلمان بالیده و از هنگام بلوغ نماز را ترک کرده باشد، حکم او فرق دارد و باید همه را قضا کند؛ زیرا تکلیف او منعقد بوده است. همچنین درباره کسی که مسلمان بوده ولی از روی بیاطلاعی نماز نمیخوانده، اگر جهل او از قصور باشد (یعنی نتوانسته حقیقت را بیاموزد)، بنا بر نظر بسیاری از مراجع قضا بر او لازم نیست. تفاوت این احوال، نشان اهمیت شناخت وضعیت شخصی مکلف پیش از فتوا دادن برای خود است.
شرایط و ارکان
- بلوغ و عقل در زمان قضای نمازها
- فوت شدن نماز در دورهی اسلام یا پس از منعقد شدن تکلیف
- داشتن اطلاع کافی از تعداد نمازها یا محاسبه به قرینه
روایات مرتبط
أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الصَّلَاةُ
اولین چیزی که بنده در روز قیامت درباره آن حساب میشود، نماز است.
پرسشهای پرتکرار
تازهمسلمان اگر روزههای گذشته را هم نمیداند چه وظیفهای دارد؟
دوران کفر او مقدم بر اسلام است و تکلیفی در آن محقق نشده؛ پس فقط از زمان اسلام مسئول است.
کسی که مسلمان زاده شده ولی جوانیاش نماز نخوانده چه کند؟
چون تکلیف او از بلوغ منعقد بوده، باید نمازهای فوتشده را به مقدار یقین یا گمان قوی قضا کند.
برای قضا، لازم است ترتیب زمانی رعایت شود؟
رعایت ترتیب میان قضاها لازم است؛ نخست نمازهای کهنهتر و سپس جدیدتر خوانده میشود.
سخن پایانی آنکه این موضوع را نباید فقط «بدانیم»؛ قرار دادن آن در زندگی روزمره، مغز تن است.
