آنچه در ادامه میخوانید حاصل گردآوری از منابع معتبر اسلامی است.
تعریف
پدربزرگ و مادربزرگ، پل نسلها هستند؛ نه مدیر تربیت، که سرمایهی عاطفی و حکمت خانواده. تجربهی زیستهی آنان در کنار عاطفهای که از فشار روزمرهی فرزندپروری فاصله دارد، مکمل تربیت والدین است؛ به شرط آنکه نقشها بهجا تقسیم شود و اعتماد میان دو نسل بماند.
سرمایههای ویژهی پدربزرگ و مادربزرگ
- زمان بیعجله: آنان میتوانند قصهها را آرام و کامل بگویند؛ کودک در این آرامش، ارزشمندی خود را مییابد.
- حافظهی خانواده: نقل ریشهها، خاطرات و تاریخ خاندان، هویت و تعلق کودک را میسازد؛ فرزندی که ریشه میشناسد، خود را گم نمیکند.
- نرمی فراوان: بسیاری از سختگیریهای والدین جوان در آنان به مدارا رسیده است؛ این نرمی، جانمایهی محبوبیتشان نزد نوههاست.
مرز مطلوب میان نسلها
- تصمیمهای تربیتی با والدین است؛ پدربزرگها مشاور محترماند، نه صاحب رأی نهایی.
- پرهیز از تضعیف والدین در برابر فرزند؛ اختلاف تربیتی باید در خلوت حل شود، نه پیش چشم کودک.
- پنهانکاری خطاهای جدی نوه نزد والدین، به کودک دروغگویی و دور شدن از پدر و مادر میآموزد؛ هماهنگی، شرط اعتماد است.
همافزایی به جای رقابت
- والدین، خرد و تجربهی نسل پیشین را در خدمت تربیت بگیرند، نه در رقابت با آن؛ دو نسل، دو بال تربیتاند.
- پدربزرگ و مادربزرگ با حضور مستمر اما بدون تصاحب، جایگاه خود را محفوظ میدارند.
- روایت «فرزند، سالهای نخست سیدِ خانه است» به بزرگترها میآموزد با کودک خردسال نرم و بازیمحور باشند و تربیت را مرحلهبهمرحله پیش ببرند.
حکمت و فلسفه
قرآن از یعقوب روایت میکند که در واپسین لحظات عمر، فرزندانش را به دین و توحید وصیت کرد؛ رسالت بزرگتران نیز همین است: به جای تحمیل، امانت دین و خاطره را به نسل بعد سپردن. فرزندی که در آغوش مادربزرگ با قصه و دعا بزرگ شده، دین را با مهر میآموزد.
آیات قرآن در این باب
وَوَصَّىٰ بِهَآ إِبْرَٰهِۦمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَٰبَنِىَّ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰ لَكُمُ ٱلدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ
و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر،) فرزندان خود را به این آیین، وصیت کردند؛ (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) «فرزندان من! خداوند این آیین پاک را برای شما برگزیده است؛ و شما، جز به آیین اسلام [= تسلیم در برابر فرمان خدا] از دنیا نروید!»
أَمْ كُنتُمْ شُهَدَآءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ ٱلْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنۢ بَعْدِى قَالُوا۟ نَعْبُدُ إِلَٰهَكَ وَإِلَٰهَ ءَابَآئِكَ إِبْرَٰهِۦمَ وَإِسْمَٰعِيلَ وَإِسْحَٰقَ إِلَٰهًۭا وَٰحِدًۭا وَنَحْنُ لَهُۥ مُسْلِمُونَ
آیا هنگامی که مرگ یعقوب فرا رسید، شما حاضر بودید؟! در آن هنگام که به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه چیز را میپرستید؟» گفتند: «خدای تو، و خدای پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را، و ما در برابر او تسلیم هستیم.»
روایات مرتبط
الْوَلَدُ سَيِّدُ أَبِيهِ سَبْعَ سِنِينَ
فرزند هفت سال سرور پدرش است.
پرسشهای پرتکرار
اگر شیوهی تربیتی والدین و پدربزرگها تفاوت داشت چه کنیم؟
اصل تربیتی با والدین است؛ اختلاف در خلوت مطرح میشود تا کودک یک پیام واحد ببیند و از تضادِ فرمانها رنج نبرد.
فاصلهی جغرافیایی نقش پدربزرگها را از میان میبرد؟
نه؛ تماس تصویری منظم، قصهگویی تلفنی و دیدارهای دورهای، پیوند عاطفی و تربیتی را زنده نگه میدارد.
اگر این نوشته برای شما مفید بود، پرسشهای خود را از بخش «پرسش و پاسخ» سایت بپرسید؛ پاسخ با ذکر منبع ارائه میشود.
