آنچه در ادامه میخوانید حاصل گردآوری از منابع معتبر اسلامی است.
تعریف
نقض عهد یعنی شکستن پیمان و گسستن پیوندی که انسان با خدا یا با دیگر انسانها بسته است. قرآن پیمانشکنی را از نشانههای هلاکت جوامع پیشین میشمارد، آن را در کنار بریدن پیوندها و فساد در زمین میآورد و در برابرش، وفای به عهد را جوهره تقوا و امانت مینشاند.
معناشناسی
- «نقض» در اصل به باز کردن گره بازمیگردد؛ چنانکه گره بافت را میگشایند؛ نقض عهد یعنی گشودن گرهی که به استواری بسته شده بود.
- «عهد» در قرآن پیمان است؛ گاه «میثاق» است: پیمان فطری و ازلی بشر با ربوبیت خدا، و گاه قراردادها و تعهدات اجتماعی میان انسانها.
- نقض عهد ضد «وفا» است؛ قرآن وفای به عهد را نشانه تقوا و صفتی محبوب نزد خدا میداند و از پیمانشکنان با شدت یاد میکند.
کاربرد در قرآن
- سرآغاز سوره بقره، نقضکنندگان عهد خدا را اینگونه وصف میکند: «الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه ویقطعون ما أمر الله به أن یوصل»؛ پیمانشکنی همراه بریدن پیوندهاست.
- در سوره رعد، لعنت و بدترین فرجام از آنِ پیمانشکنانی است که زمین را نیز فساد میکنند؛ پیامد نقض عهد، اجتماعی و فراگیر است.
- قرآن از فرزندان اسرائیل میپرسد: «أوکلما عاهدوا عهداً نبذه فریق منهم»؛ آیا هر بار که پیمان بستند، گروهی از آنان آن را کنار انداختند؟
- فرمان مقابل در سوره نحل است: «وأوفوا بعهد الله إذا عاهدتم ولا تنقضوا الأیمان بعد توکیدها وقد جعلتم الله علیکم کفیلاً»؛ خدا را ضامن پیمان خود قرار دادهاید.
- قرآن میفرماید: «بلی من أوفی بعهده واتقی فإنّ الله یحبّ المتقین»؛ وفاداری و تقوا، ما را محبوب خدا میکند.
پیام عملی
- پیش از بستن هر پیمانی، سنجیدگی کنیم؛ سستترین پیمان، پیمانی است که در هیجان و بدون اندیشه بسته شود.
- پس از بستن، وفاداری وظیفه است؛ از قراردادهای تجاری تا عهد با همسر و پیمان با خدا؛ همه امانتاند.
- بدانیم خدا بر پیمانهای ما شاهد است؛ آنچه پنهان میپنداریم، نزد او آشکار است.
- پیمانشکنی جامعه را بیاعتماد میکند؛ سرمایه تمدن، وفاست و قرآن میخواهد جامعهای بسازد که در آن پیمان، مطمئنترین سرمایه است.
حکمت و فلسفه
تمدنها بر اعتماد بنا میشوند و اعتماد بر وفای به عهد؛ قرآن با نکوهشی سخت از نقض عهد میخواهد هیچ پیمانی در جامعه مسلمانان ارزان فروخته نشود؛ زیرا نخستین گسست در پیمان، آغاز فروپاشی پیوندهای بزرگتر است.
آیات قرآن در این باب
ٱلَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ ٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ مِيثَٰقِهِۦ وَيَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْخَٰسِرُونَ
فاسقان کسانی هستند که پیمان خدا را، پس از محکم ساختن آن، میشکنند؛ و پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روی زمین فساد میکنند؛ اینها زیانکارانند.
وَٱلَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ ٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ مِيثَٰقِهِۦ وَيَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ ۙ أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوٓءُ ٱلدَّارِ
آنها که عهد الهی را پس از محکم کردن میشکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده قطع میکنند، و در روی زمین فساد مینمایند، لعنت برای آنهاست؛ و بدی (و مجازات) سرای آخرت!
أَوَكُلَّمَا عَٰهَدُوا۟ عَهْدًۭا نَّبَذَهُۥ فَرِيقٌۭ مِّنْهُم ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ
و آیا چنین نیست که هر بار آنها [=یهود] پیمانی (با خدا و پیامبر) بستند، جمعی آن را دور افکندند (و مخالفت کردند.) آری، بیشتر آنان ایمان نمیآورند.
وَأَوْفُوا۟ بِعَهْدِ ٱللَّهِ إِذَا عَٰهَدتُّمْ وَلَا تَنقُضُوا۟ ٱلْأَيْمَٰنَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ ٱللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا ۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ
و هنگامی که با خدا عهد بستید، به عهد او وفا کنید! و سوگندها را بعد از محکم ساختن نشکنید، در حالی که خدا را کفیل و ضامن بر (سوگند) خود قرار دادهاید، به یقین خداوند از آنچه انجام میدهید، آگاه است!
روایات مرتبط
الْعَهْدُ الَّذِي بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمُ الصَّلَاةُ، فَمَنْ تَرَكَهَا فَقَدْ كَفَرَ
پیمان میان ما و آنان (کفار) نماز است؛ پس هرکس آن را ترک کند، کافر شده است.
پرسشهای پرتکرار
آیا نقض عهد فقط درباره پیمان با خداست؟
خیر؛ شامل پیمان با خدا، پیمانهای اجتماعی، قراردادها، سوگندها و تعهدات خانوادگی است؛ در روایت از پیامبر آمده که نماز، عهد میان ما و ایشان است و ترک آن، همان پیمان را میشکند؛ نشان آنکه عبادات نیز پیماناند.
چرا قرآن نقض عهد را اینهمه نکوهیده است؟
زیرا پیمانشکنی سه فاجعه را همزمان میآورد: ناسپاسی در برابر حق خدا، بیاعتمادی در جامعه و زمینهسازی فساد در زمین؛ از این رو در قرآن در کنار قطع پیوندها و افساد ذکر شده است.
اگر طرف مقابل پیمان را شکست، تکلیف ما چیست؟
عهدشکنی دیگری، مجوز عهدشکنی ما نمیشود، مگر در مواردی که خودِ شرع رهایی داده است؛ اصل، وفاست و حساب عهدشکنان نزد دادگاه عدل الهی است.
اگر این نوشته برای شما مفید بود، پرسشهای خود را از بخش «پرسش و پاسخ» سایت بپرسید؛ پاسخ با ذکر منبع ارائه میشود.
