پیرامون «چرا خدا خودش را به چشم ما نشان نمیدهد» پرسشها و شبهههایی مطرح میشود. در این نوشته هر شبهه را جداگانه و مستند پاسخ میدهیم.
پاسخ کلی در یک نگاه
دیدن با چشم، ویژهی اجسام مادی و محدود به مکان است و خدا نه ماده است و نه در مکان؛ پس دیده شدن با چشم سر برای او معنا ندارد؛ همانگونه که در پاسخ موسی آمده: «لن ترانی». خدا خود را از راه آیات آفاقی و انفسی و با دلهای پاک نشان میدهد و در آخرت نیز به شیوهی شایستهی خود به لقای مؤمنان درمیآید، نه به چشم سر.
شبههها و پاسخها
چیزی که دیده نمیشود، چگونه میتوان به آن یقین داشت؟
بسیاری از واقعیتهای مسلم مانند عقل، مغناطیس و زمان دیده نمیشوند اما از راه آثارشان شناخته میشوند؛ برای خدا نیز آثار او در نظم جهان چنان فراگیر است که انکار آن، مانند انکار خورشید در روشنایی روز است. راه شناخت خدا مشاهدهی حسی نیست؛ استدلال عقلی و دروننگری فطری است.
اگر خدا آشکار میشد همه ایمان میآوردند و اختلافها پایان مییافت؛ پس چرا نه؟
ایمانی که از دیدن اجباری سرچشمه بگیرد، دیگر انتخاب نیست و ارزش تربیتی ندارد. قرآن از قومهایی یاد میکند که نشانههای روشن دیدند و باز روی گرداندند؛ پس مشکل، نبودِ آیه نیست، سلامتِ قصد است. خدا انسان را شایستهی ایمانِ برخاسته از اندیشه ساخته است.
آیات قرآن در این باب
وَلَمَّا جَآءَ مُوسَىٰ لِمِيقَٰتِنَا وَكَلَّمَهُۥ رَبُّهُۥ قَالَ رَبِّ أَرِنِىٓ أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَىٰنِى وَلَٰكِنِ ٱنظُرْ إِلَى ٱلْجَبَلِ فَإِنِ ٱسْتَقَرَّ مَكَانَهُۥ فَسَوْفَ تَرَىٰنِى ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُۥ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُۥ دَكًّۭا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًۭا ۚ فَلَمَّآ أَفَاقَ قَالَ سُبْحَٰنَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلْمُؤْمِنِينَ
و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!»
لَّا تُدْرِكُهُ ٱلْأَبْصَٰرُ وَهُوَ يُدْرِكُ ٱلْأَبْصَٰرَ ۖ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلْخَبِيرُ
چشمها او را نمیبینند؛ ولی او همه چشمها را میبیند؛ و او بخشنده (انواع نعمتها، و با خبر از دقایق موجودات،) و آگاه (از همه) چیز است.
خواندنِ یکباره کافی نیست؛ بازگشت به این نکتهها در تجربهی روزمره، تفاوتساز است.
