سوره یوسف، که خداوند آن را «احسن القصص» مینامد، سفر پر فراز و نشیب یوسف را از خواب کودکی و حسادت برادران تا زندان، خزانهداری مصر و بخشش برادران روایت میکند و نشان میدهد صبر و عفاف، سرنوشت انسان را دگرگون میسازد.
روایت
یوسف، فرزند خردسال یعقوب، در خواب دید که یازده ستاره و خورشید و ماه به او سجده کردند. پدر با فراست دریافت که این خواب آغاز سرنوشتی بزرگ است و به او سفارش کرد که رؤیا را به برادرانش نگوید تا شرّی برایت نتراشند؛ زیرا شیطان برای انسان آشکارا دشمن است.
برادرانی که رشک بر او داشتند، نقشه انداختن او را به چاه کشیدند و شب به پدر آمدند و با پیراهنی که به خون دروغین آغشته کرده بودند، گریه و زاری کردند. کاروانی که در راه بود، کودک را از چاه بیرون کشید و او را در بازار مصر به بهایی اندک فروخت؛ اما خداوند چشم مراقبت خود را از او برنداشت و او را در خانه عزیز مصر جای داد.
در آن خانه، یوسف به جوانی پاکدامن، خردمند و امین پرورش یافت. همسر عزیز مصر به او پیشنهاد آلودگی داد و یوسف که به خدا پناه برده بود، از آن دام الهی گریخت؛ اما به ستم زندان رفت و سالها در بند ماند. او در زندان نیز آیینه راستی بود، خوابها را تعبیر میکرد و با صداقتش نامش را از بند بیرون برد.
تعبیر خواب پادشاه درباره هفت سال فراوانی و هفت سال قحطی و طرح پیشگیرانه یوسف برای ذخیره غله، جایگاه او را به خزانهداری مصر رساند. در سالهای سختی، برادرانش برای تهیه آذوقه به مصر آمدند و او را نشناختند؛ یوسف آزمونهایی نهاد تا تغییر آنان را بیازماید و برادر کوچکش را از چنگ آنان بازستاند.
سرانجام یوسف خود را به برادران شناساند و فرمود امروز سرزنش و ملامتی بر شما نیست؛ خداوند مرا شفیع شما گرداند. پیراهن او بر چشم بینای پدر نهاده شد و یعقوب با خانواده به مصر کوچید. یوسف پدر و مادر را بر تخت نشاند و آنان و برادران به او سجده شکر کردند؛ و او در اوج اقتدار گفت: پروردگارا، مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان بپیوند.
درسها و پیامها
- عفاف و پناه بردن به خدا، انسان را در فتنهآلودترین میدانها پیروز میکند؛ یوسف از خانه عزیز به زندان رفت اما آبروی جاودان یافت.
- صبر، زندان را به مدرسه و محنت را به منصب بدل میکند؛ هیچ دوره تاریکی برای انسانِ باایمان پایدار نیست.
- حسادت، پیوند مقدس خانواده را میگسلد و انسان را به انداختن برادر خویش در چاه میکشاند.
- مدیریت دوراندیشانه در زمان فراوانی، امت را از قحطی نجات میدهد؛ تدبیر از ارکان حکومت صالحان است.
- عفو در اوج قدرت، اوج انسانیت است؛ یوسف با بخشش برادران، خشم را به مودت بدل کرد.
- رؤیای صادقه و استعداد الهی، هرچند در چاه فرو افتد، به آفتاب میرسد.
آیات قرآن در این باب
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ ٱلْقَصَصِ بِمَآ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ هَٰذَا ٱلْقُرْءَانَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِۦ لَمِنَ ٱلْغَٰفِلِينَ
ما بهترین سرگذشتها را از طریق این قرآن -که به تو وحی کردیم- بر تو بازگو میکنیم؛ و مسلّماً پیش از این، از آن خبر نداشتی!
إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَٰٓأَبَتِ إِنِّى رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًۭا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِى سَٰجِدِينَ
(به خاطر بیاور) هنگامی را که یوسف به پدرش گفت: «پدرم! من در خواب دیدم که یازده ستاره، و خورشید و ماه در برابرم سجده میکنند!»
وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى ٱلْعَرْشِ وَخَرُّوا۟ لَهُۥ سُجَّدًۭا ۖ وَقَالَ يَٰٓأَبَتِ هَٰذَا تَأْوِيلُ رُءْيَٰىَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّى حَقًّۭا ۖ وَقَدْ أَحْسَنَ بِىٓ إِذْ أَخْرَجَنِى مِنَ ٱلسِّجْنِ وَجَآءَ بِكُم مِّنَ ٱلْبَدْوِ مِنۢ بَعْدِ أَن نَّزَغَ ٱلشَّيْطَٰنُ بَيْنِى وَبَيْنَ إِخْوَتِىٓ ۚ إِنَّ رَبِّى لَطِيفٌۭ لِّمَا يَشَآءُ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْحَكِيمُ
و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند؛ و همگی بخاطر او به سجده افتادند؛ و گفت: «پدر! این تعبیر خوابی است که قبلاً دیدم؛ پروردگارم آن را حقّ قرار داد! و او به من نیکی کرد هنگامی که مرا از زندان بیرون آورد، و شما را از آن بیابان (به اینجا) آورد بعد از آنکه شیطان، میان من و برادرانم فساد کرد. پروردگارم نسبت به آنچه میخواهد (و شایسته میداند،) صاحب لطف است؛ چرا که او دانا و حکیم است!
پرسشهای پرتکرار
چرا سوره یوسف «احسن القصص» نامیده شده است؟
خداوند در آغاز این سوره میفرماید ما بهترین قصهها را برایت بازگو میکنیم؛ زیرا این داستان یکپارچه و با روایتی پیوسته است و از حسادت و فتنه تا عفاف، مدیریت و عفو، پر از عبرتهای تربیتی است.
یوسف (ع) چرا خود را زودتر به برادرانش معرفی نکرد؟
او نخست آزمونهایی برای سنجش دگرگونی برادران و بازگرداندن برادر کوچکش طراحی کرد و سپس با نرمش خود را شناساند تا هم حقیقت آشکار شود و هم زمینه توبه و پذیرش آنان فراهم آید.
سجده پدر و مادر بر یوسف، سجده پرستش بود؟
نه؛ این سجده تحیت و احترام و در حقیقت سجده شکر در برابر خداوند بود، چنانکه سجده فرشتگان بر آدم نیز پرستش او نبود.
امیدواریم این بررسی روشنکننده بوده باشد. نظرات و پرسشهای خود را با ما در میان بگذارید.
