ابراهیم از پروردگارش پرسید: مرا نشان بده چگونه مردگان را زنده میکنی؛ و خداوند با چهار پرنده، درسی ماندگار از مرگ و زندگی به همه نسلها آموخت.
روایت
ابراهیم که با دل ایمان به معاد مینگریست، از پروردگار خویش خواست تا چگونگی زنده کردن مردگان را به چشم خود ببیند. این پرسش از سر انکار نبود؛ او میخواست از ایمان علمی به ایمان حاصل از مشاهده برسد و قلبش بر این باور بزرگ، آرام تر گیرد.
خداوند فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا، ولی برای آنکه دلم آرام گیرد. این پاسخ صادقانه نشان میدهد که بندگت جویان همیشه در پی تقویت یقیناند و هرچه پایه علم محکمتر، بنا استوارتر.
فرمان الهی رسید که چهار پرنده را برگزین، آنها را به سوی خود متمایل کن تا با تو الفت گیرند، سپس بر هر کوهی بخشی از آنها را بگذار و پس از آن، آنها را فراخوان؛ همه شتابان به سوی تو میآیند.
ابراهیم چنین کرد و دید پرندگان که تکهتکه و پراکنده شده بودند، با صدای او شتافتند و جان دوباره گرفتند. این صحنه، آیینهای روشن از رستاخیز بود: پراکندگی اجزاء در زمین، مانع جمعشدن آنها به فرمان آفریدگار نیست.
قرآن در پایان آیه، حکمت این درس را چنین جمع میکند که خداوند شکستناپذیر و حکیم است؛ توان او در بازگرداندن جان، هم از سر قدرت بیمانند است و هم از سر حکمتی که هر جزء گیتی را به جای خود مینشاند.
درسها و پیامها
- پرسش برای فهم عمیقتر دین، نشانه ضعف ایمان نیست؛ ابراهیم خلیل از خدا خود درخواست دیدن کرد و خداوند او را نکواخت.
- ایمان به معاد با مشاهده نشانهها در جان انسان ریشه میدواند و از سطح دانستن به عمق باور میرسد.
- فرمان خدا بر قوانین عادت مقدم است؛ جمع شدن پراکندگان از چهار سوی زمین، برای خداوند کار دشواری ندارد.
- آمادگی برای معاد، تقویت پیوند با خداست؛ آن کس که او را صدا میزند، در روز گردآوری اجزاء وجود خویش نیز به او شتافت خواهد کرد.
آیات قرآن در این باب
وَإِذْ قَالَ إِبْرَٰهِۦمُ رَبِّ أَرِنِى كَيْفَ تُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِى ۖ قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةًۭ مِّنَ ٱلطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ ٱجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍۢ مِّنْهُنَّ جُزْءًۭا ثُمَّ ٱدْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًۭا ۚ وَٱعْلَمْ أَنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ
و (به خاطر بیاور) هنگامی را که ابراهیم گفت: «خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده میکنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاوردهای؟!» عرض کرد: «آری، ولی میخواهم قلبم آرامش یابد.» فرمود: «در این صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن! و آنها را (پس از ذبح کردن،) قطعه قطعه کن (و در هم بیامیز)! سپس بر هر کوهی، قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوی تو میآیند! و بدان خداوند قادر و حکیم است؛ (هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانایی بر جمع آنها دارد)».
پرسشهای پرتکرار
چرا ابراهیم با آن ایمان قوی، چنین درخواستی کرد؟
قرآن خود تصریح میکند که او برای آرامش بیشتر دل خواست؛ یعنی ارتقای یقین از مرتبه خبر به مرتبه مشاهده، نه رفع تردید. اهل معرفت این را «طلب اطمینان» نامیدهاند.
چه پرندگانی در این آزمون بودند؟
قرآن نوع و شمار دقیق را تعیین نکرده و تنها از چهار پرنده سخن گفته است؛ در روایات و تفاسیر نامهایی چون طاووس، خروس، کبوتر و کلاغ آمده که همه به نقل است.
پیام این قصه برای باور به قیامت چیست؟
که بازگرداندن جان به بدن پراکنده، همانقدر برای خداوند آسان است که گرد آوردن پرندگانی که بخشبخش شده و بر کوهها نهاده شدهاند؛ قدرت و حکمت او پاسخ همه پرسشهاست.
امیدواریم این بررسی روشنکننده بوده باشد. نظرات و پرسشهای خود را با ما در میان بگذارید.
