خداوند به مادر موسی وحی کرد که او را شیر بده و هرگاه بر او بیم رفتی، او را به دریا افکن و نترس و اندوهگین مشو که او را به تو بازمیگردانیم. او با دلی آرام فرمان را اجرا کرد و خداوند نهتنها جان فرزندش را نگاه داشت، که او را به دامان خودش نیز بازگرداند.
روایت
فرعون برای مهار خبرهایی که از نابودی سلطهی او میگفتند، فرمان داده بود پسران تازهزاد بنیاسرائیل را بکشند و دخترانشان را زنده نگه دارند. در چنین روزگار وحشتی، موسی در خانهای از این قوم به دنیا آمد و مادرش هر لحظه در بیم بود که سربازان فرعون بر در خانه سر بریزند. در این هنگام، وحی الهی بر دل این بانوی مؤمن فرود آمد.
خداوند به مادر موسی وحی کرد که او را شیر بده و هرگاه بر او بیم رفتی، او را در دریا افکن و مترس و غمگین مشو که ما او را به سوی تو بازمیگردانیم و از فرستادگان خود قرارش میدهیم. این فرمان در نگاه عادی، سپردن فرزند به مرگ بود و برای هیچ مادری آسان نبود. اما آن بانو به وعدهی خدا ایمان داشت و موسی را در تابوتی نشاند و به جریان آب سپرد.
صبحگاهان، دل مادر موسی جز یاد فرزندش خالی شد و نزدیک بود راز را فاش کند. خداوند بر قلب او آرامش ربود تا از مؤمنان بماند و خواهر موسی نیز به فرمان او، رد تابوت را از دور دنبال میکرد. تابوت در مسیر خود به کاخ فرعون رسید و از آب بیرون کشیده شد.
خداوند سینهی موسی را بر دایهها بست تا جایی که آسیه، همسر فرعون که دلش به این کودک گرم شده بود، به جستوجوی پرستاری برآمد. خواهر موسی خانوادهای امین را برای کفالت او معرفی کرد و بدینسان پرورش کودک به خانهی مادر خودش بازگشت. چشم مادر روشن شد و وعدهی خدا راست آمد تا بداند که وعدهی او همواره راست است، هرچند بیشتر مردم نمیدانند.
درسها و پیامها
- توکل واقعی، سپردن کار به خدا در همان حال که فرمان او را به اجرا میگذاریم است، نه رها کردن عمل.
- خداوند دلهای مضطرب بندگان شکیبا را با آرامشی ویژه پشتیبانی میکند.
- گاه دشمن، بیآنکه آگاه باشد، خود ابزار نجات و بالندگی مؤمن میشود.
آیات قرآن در این باب
وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰٓ أُمِّ مُوسَىٰٓ أَنْ أَرْضِعِيهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِى ٱلْيَمِّ وَلَا تَخَافِى وَلَا تَحْزَنِىٓ ۖ إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ
ما به مادر موسی الهام کردیم که: «او را شیر ده؛ و هنگامی که بر او ترسیدی، وی را در دریا (ی نیل) بیفکن؛ و نترس و غمگین مباش، که ما او را به تو بازمیگردانیم، و او را از رسولان قرار میدهیم!»
وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَىٰ فَٰرِغًا ۖ إِن كَادَتْ لَتُبْدِى بِهِۦ لَوْلَآ أَن رَّبَطْنَا عَلَىٰ قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
(سرانجام) قلب مادر موسی از همه چیز (جز یاد فرزندش) تهی گشت؛ و اگر دل او را (بوسیله ایمان و امید) محکم نکرده بودیم، نزدیک بود مطلب را افشا کند!
فَرَدَدْنَٰهُ إِلَىٰٓ أُمِّهِۦ كَىْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
ما او را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و غمگین نباشد و بداند که وعده الهی حق است؛ ولی بیشتر آنان نمیدانند!
پرسشهای پرتکرار
آیا افکندن موسی در آب با مهر مادر سازگار بود؟
این کار به فرمان و وحی الهی انجام شد و مادر با اعتماد به وعدهی بازگشت فرزند، دلبستگی خود را در برابر امر خدا نهاد و سرانجام موسی سالم به دامان او بازگشت.
نقش خواهر موسی در این ماجرا چه بود؟
او به دستور مادر، تابوت را از دور تعقیب کرد و سپس با معرفی خانهای امین برای پرورش کودک، حلقهی بازگشت موسی به مادر را بست.
منبع اصلی این نوشتار قرآن کریم و روایات اهلبیت (ع) است؛ برای مطالعهی بیشتر، لینکهای مرتبط را ببینید.
