با رویکرد اهلبیت (ع) و استناد به قرآن و روایات، این موضوع را بررسی میکنیم.
معنای شجاعت
شجاعت یعنی اقتدار نفس در برابر ترس؛ حالتی که آدمی خطر را میبیند، درست میسنجد و از سر وظیفه و شرف پیش میرود، نه از سر نادانی یا هیجان. شجاعت قرآنی تنها جسارت میدان نیست؛ جرأت در گفتن حق، ایستادن پای دفاع از مظلوم و اعتراف صادقانه به خطا نیز شعبههای آناند. شجاع نمیترسد که ترس، غریزهای الهی است؛ اما اسیر ترس نمیشود و آن را به خدمت خرد درمیآورد.
نشانهها و مصداقها
- حضور ذهن و تصمیم سنجیده در لحظههای خطر، نه واکنش شتابزده و نه فرار مذبوانه
- گفتن حق در برابر قدرتمندان، بیآنکه تملق یا سکوت سوداگرانه جای آن را بگیرد
- اعتراف به اشتباه پیش دیگران، که از ترسِ آبرو دشوارتر از بسیاری نبردهاست
- دفاع از مظلوم حتی وقتی هیچ تماشاچی و پاداشی در میان نیست
- پذیرش مسئولیتهای سنگین و پرخطر در حد توان، بیآنکه دیگران را سپر خود قرار دهد
راههای پرورش و تقویت
- ریشهکن کردن رودربایستی با تمرین جملههای «نمیدانم» و «اشتباه کردم» در جمعها
- مواجههی گامبهگام با ترسهای کوچک؛ پیش از صحنههای بزرگ، در گفتوگوهای کوتاه و سخت تمرین کردن
- تصمیمگیری بر پایهی تکلیف نه نتیجه؛ پیش از هر اقدام پرسیدن که درستترین کار کدام است
- مطالعهی زندگی شجاعان تاریخ، از یاران رسول خدا (ص) تا مدافعان سدهی کنونی
- پرورش توکل؛ شجاعت واقعی از اعتماد به قدرت خدا میجوشد، نه از بیدردی
- آمادگی جسمی و ورزش پیوسته؛ تنِ ناتوان، اراده را نیز زمین میزند
آثار و پیامدها
- آرامش در بحران و توان حفظ جان و ناموس خود و دیگران
- اقتدار شخصیتی؛ شجاع در جمع، مرجع تصمیم میشود نه موجسوار هر هوایی
- کرامت نزد خدا و مردم؛ ترس از خدا، ترس از خلق را کوچک میکند
- گشوده شدن راه اصلاح؛ جامعهای که حقگویانش شجاعاند، از فساد در امان میماند
- رشد اعتمادبهنفس؛ هر پیروزی بر ترس، میدان پیروزی بعدی را گستردهتر میکند
آیات قرآن در این باب
ٱلَّذِينَ قَالَ لَهُمُ ٱلنَّاسُ إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدْ جَمَعُوا۟ لَكُمْ فَٱخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَٰنًۭا وَقَالُوا۟ حَسْبُنَا ٱللَّهُ وَنِعْمَ ٱلْوَكِيلُ
اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [= لشکر دشمن] برای (حمله به) شما اجتماع کردهاند؛ از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.»
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِن تَنصُرُوا۟ ٱللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد.
فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِٱلْجُنُودِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍۢ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّى وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُۥ مِنِّىٓ إِلَّا مَنِ ٱغْتَرَفَ غُرْفَةًۢ بِيَدِهِۦ ۚ فَشَرِبُوا۟ مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنْهُمْ ۚ فَلَمَّا جَاوَزَهُۥ هُوَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ قَالُوا۟ لَا طَاقَةَ لَنَا ٱلْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ ۚ قَالَ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُوا۟ ٱللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍۢ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةًۭ كَثِيرَةًۢ بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ
و هنگامی که طالوت (به فرماندهی لشکر بنی اسرائیل منصوب شد، و) سپاهیان را با خود بیرون برد، به آنها گفت: «خداوند، شما را به وسیله یک نهر آب، آزمایش میکند؛ آنها (که به هنگام تشنگی،) از آن بنوشند، از من نیستند؛ و آنها که جز یک پیمانه با دست خود، بیشتر از آن نخورند، از من هستند» جز عده کمی، همگی از آن آب نوشیدند. سپس هنگامی که او، و افرادی که با او ایمان آورده بودند، (و از بوته آزمایش، سالم بهدر آمدند،) از آن نهر گذشتند، (از کمی نفرات خود، ناراحت شدند؛ و عدهای) گفتند: «امروز، ما توانایی مقابله با (*جالوت*) و سپاهیان او را نداریم.» اما آنها که میدانستند خدا را ملاقات خواهند کرد (و به روز رستاخیز، ایمان داشتند) گفتند: «چه بسیار گروههای کوچکی که به فرمان خدا، بر گروههای عظیمی پیروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامتکنندگان) است.
وَلَمَّا بَرَزُوا۟ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالُوا۟ رَبَّنَآ أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًۭا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَ
و هنگامی که در برابر (*جالوت*) و سپاهیان او قرارگرفتند گفتند: «پروردگارا! پیمانه شکیبایی و استقامت را بر ما بریز! و قدمهای ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز بگردان!
پرسشهای پرتکرار
شجاعت با بیاحتیاطی و ولنگاری چه فرقی دارد؟
شجاع خطر را میشناسد، سنجیده تصمیم میگیرد و برای هدفی ارزشمند پیش میرود؛ بیاحتیاط خطر را نمیبیند یا بیمحاسبه وارد آن میشود. شجاعت همدمِ تدبیر است و ولنگاری همدمِ سبکسرانگی.
چگونه در برابر آدمهای زورگو و پررو شجاع باشیم؟
نخست حق خود را بشناسیم و بدانیم از آنِ خداست؛ سپس با آرامش و قاطعیت، بیفریاد و بیتهاجم، موضع بگیریم. ترس را انکار نکنیم؛ با تکیه بر خدا و تمرین گامبهگام، ایستادن را بیاموزیم.
منبع اصلی این نوشتار قرآن کریم و روایات اهلبیت (ع) است؛ برای مطالعهی بیشتر، لینکهای مرتبط را ببینید.
