این پرسش یکی از پرسشهای پرتکرار فارسیزبانان است؛ بیایید پاسخ آن را دقیق بررسی کنیم.
تعریف
وحی در لغت به معنای اشارهی سریع و پنهانی است و در اصطلاح دینی، بیان الهی است که از راههایی گوناگون به پیامبران میرسد و از خطا بهکلی به دور است. قرآن سه شیوه را برای سخنگفتن خداوند با بشر برمیشمارد: الهام قلبی، سخن از پس پرده و فرستادن فرشته. وحی نه رؤیای خواب است و نه محصول اندیشهی پیامبر؛ بلکه پیوند حقیقی میان دانای مطلق و انسان پاک است.
اقسام وحی
- الهام قلبی مانند وحی به مادر موسی
- سخن از پس پرده همچون موسی در طور
- فرستادن فرشته به سوی پیامبران
- الهام غریزی مانند هدایت زنبور عسل
کیفیت دریافت وحی
- آمدن جبرئیل در همانند دیدهها
- شنیدن صدای سنگین و احساس وزن
- دریافت وحی در بیداری نه خواب
- حفظ بیکاستی و فروگذاریِ فرستاده
تفاوت با اندیشهی بشری
- عصمت و بیخطایی محتوا
- آگاهی از گذشته و آینده
- هماهنگی بیتناقض در سالهای طولانی
نخستین نزول
- غار حرا و شب قدر
- آغاز با «اقرأ» و نام پروردگار
- لرزش نخستین و آرامیافتن با پوشش
حکمت و فلسفه
وحی پلی است میان آسمان و زمین؛ سخن خداوند در قالب زبانی بشری تا هدایت به همهی انسانها برسد.
آیات قرآن در این باب
۞ وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ ٱللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَآئِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًۭا فَيُوحِىَ بِإِذْنِهِۦ مَا يَشَآءُ ۚ إِنَّهُۥ عَلِىٌّ حَكِيمٌۭ
و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی میفرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی میکند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌۭ يُوحَىٰ
آنچه میگوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست!
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ٱقْرَأْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلَّذِى خَلَقَ
بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید،
وَأَوْحَىٰ رَبُّكَ إِلَى ٱلنَّحْلِ أَنِ ٱتَّخِذِى مِنَ ٱلْجِبَالِ بُيُوتًۭا وَمِنَ ٱلشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ
و پروردگار تو به زنبور عسل «وحی» (و الهام غریزی) نمود که: «از کوهها و درختان و داربستهایی که مردم میسازند، خانههایی برگزین!
پرسشهای پرتکرار
آیا وحی حالتی خوابگونه داشت؟
وحی قرآن در بیداری و با نشانههایی چون سنگینی و شنیدن صدا میرسید؛ هرچند برخی پیامبران پیشین در خواب نیز خطاب میشدند.
چرا خداوند مستقیماً با مردم سخن نمیگفت؟
به فرمایش قرآن، خطاب مستقیم شأن بشر نیست؛ خداوند یا از پس پرده سخن میگوید یا فرستادهای میانجی میفرستد.
خواندنِ یکباره کافی نیست؛ بازگشت به این نکتهها در تجربهی روزمره، تفاوتساز است.
