در این نوشته تلاش میکنیم بدون حشو و اطناب، پاسخی مستند و کاربردی ارائه کنیم.
پاسخ اجمالی
دانستن آیندهی یک انتخاب آزاد، آن را از آزادی بیرون نمیبرد. علم خدا توصیف واقعیت است نه ساختن و تحمیل آن؛ خدا از ازل میداند که ما به اختیار خود چه برمیگزینیم. اگر من بدانم دوستی فردا راهی را به میل خود برمیگزیند، دانستنِ من انتخاب را از او نمیگیرد؛ آنجا که علم، معلول نمیسازد، با اختیار نمیسازد. علم الهی آینهای صادق است که آزادی ما را میبیند، نه زنجیری که دست ما را میبندد.
توضیح و ادله
کلید حل این شبهه، جدا کردن علم از علیت است. آنچه کار ما را میسازد، اراده و شناخت خود ماست؛ علم خدا بر این انتخاب، ناظر است نه سازنده. قرآن نیز از یک سو گزینش راه را به خود انسان سپرده که «إنا هدیناه السبیل إما شاکرا وإما کفورا»، و از سوی دیگر قدرتِ خودِ خواستن را به مشیت خدا وابسته دانسته است: «وما تشاؤون إلا أن یشاء الله»؛ یعنی خدا توانِ انتخاب را داده و نظام هستی به اذن او برقرار است، اما خودِ انتخاب با انسان است. بنا بر روایات اهلبیت (ع)، جایگاه انسان میان جبر و تفویض است: نه مجبور است و نه رهاشده؛ و همین میانگاه، مایهی مسئولیت و رشد اوست.
ادله
- آیهی «إنا هدیناه السبیل» راهنمایی را از خدا و گزینش را از انسان دانسته است.
- آیهی «وما تشاؤون إلا أن یشاء الله» مشیت انسانی را در سایهی اذن تکوینی الهی میبیند.
- آیهی آیتالکرسی علمِ بیکران خدا را به گذشته و آیندهی همه چیز بازمیگوید.
شبههها و پاسخ آنها
اگر خدا میداند من فردا گناهی میکنم، چرا جلویم را نمیگیرد؟
اگر خدا بدون تغییر ارادهی تو جلوی کارت را بگیرد، تو را از انتخاب سلب کرده و انسان بودنت را کمرنگ کرده است. دانشِ خدا به گناهِ فردای تو، از تو نمیگیرد که امروز برگردی؛ او راهِ بازگشت را نیز میداند و درِ توبه را گشوده گذاشته است.
قضا و قدر یعنی نوشتهی تغییرناپذیر؛ پس تلاش بیفایده است؟
قدر، تقدیرِ شرایط و امکانات است نه نوشتنِ نتیجهی بیرقابت؛ خودِ تلاش نیز بخشی از همان مقدرات است و بنا بر روایات، با دعا و صدقه، مقدرات دگرگون میشود. القای بیفایدگیِ تلاش، هم با تجربه ناسازگار است و هم با فرمانهای صریح قرآن به سعی و شتاب.
آیات قرآن در این باب
ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلْحَىُّ ٱلْقَيُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُۥ سِنَةٌۭ وَلَا نَوْمٌۭ ۚ لَّهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۗ مَن ذَا ٱلَّذِى يَشْفَعُ عِندَهُۥٓ إِلَّا بِإِذْنِهِۦ ۚ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَىْءٍۢ مِّنْ عِلْمِهِۦٓ إِلَّا بِمَا شَآءَ ۚ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ ۖ وَلَا يَـُٔودُهُۥ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ ٱلْعَلِىُّ ٱلْعَظِيمُ
هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانه زنده، که قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او هستند؛ هیچگاه خواب سبک و سنگینی او را فرانمیگیرد؛ (و لحظهای از تدبیر جهان هستی، غافل نمیماند؛) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست؛ کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟! (بنابراین، شفاعت شفاعتکنندگان، برای آنها که شایسته شفاعتند، از مالکیت مطلقه او نمیکاهد.) آنچه را در پیش روی آنها [= بندگان] و پشت سرشان است میداند؛ (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او، یکسان است.) و کسی از علم او آگاه نمیگردد؛ جز به مقداری که او بخواهد. (اوست که به همه چیز آگاه است؛ و علم و دانش محدود دیگران، پرتوی از علم بیپایان و نامحدود اوست.) تخت (حکومت) او، آسمانها و زمین را دربرگرفته؛ و نگاهداری آن دو [= آسمان و زمین]، او را خسته نمیکند. بلندی مقام و عظمت، مخصوص اوست.
إِنَّا هَدَيْنَٰهُ ٱلسَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًۭا وَإِمَّا كَفُورًا
ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!
وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و شما اراده نمیکنید مگر اینکه خداوند -پروردگار جهانیان- اراده کند و بخواهد!
پرسشهای پرتکرار
علم خدا چه فرقی با پیشبینی انسان دارد؟
پیشبینی انسان گمانآلود و وابسته به دادههاست؛ علم خدا ازلی، ذاتی و بیخطاست و همهی جزئیات را درمییابد.
آموزهی میانبودنِ انسان میان جبر و تفویض یعنی بیاثر بودن فیض الهی؟
نه؛ یعنی هم فیض و توفیق از خداست و هم گام نهایی با ارادهی انسان؛ توفیق، مکمل اختیار است نه جایگزین آن.
این آموزه چه تفاوتی با جبرگرایی دارد؟
جبرگرایان انسان را مجبورِ ظاهری میدانند و مسئولیت را از او میگیرند؛ آموزهی اهلبیت (ع) فعل را اکتسابی و انسان را مسئول ساختهی خود میداند.
سخن پایانی آنکه این موضوع را نباید فقط «بدانیم»؛ قرار دادن آن در زندگی روزمره، مغز تن است.
