پیرامون «چرا شیعه به امامت دوازده امام باور دارد؟» پرسش‌ها و شبهه‌هایی مطرح می‌شود. در این نوشته هر شبهه را جداگانه و مستند پاسخ می‌دهیم.

پاسخ کلی در یک نگاه

شیعه باور دارد خداوند پس از پیامبر، دوازده پیشوای معصوم را برای ادامه‌ی رسالت هدایت برگزیده و پیامبر آنان را معرفی کرده است؛ در رأس آنان امام علی و در پایان، حجت بن الحسن، مهدی موعود است. مبنای این باور، آیات ولایت و اطاعت از اولی‌الامر، احادیث پرشمار فریقین و ضرورت عقلی به رهبری معصوم است. پس امامت در نگاه شیعه، نصب الهی است نه انتخاب بشری.

شبهه‌ها و پاسخ‌ها

قرآن نامی از دوازده امام ندارد؛ پس این باور قرآنی نیست.

اصل ولایت و اولی‌الامر قرآنی است و تعیین مصادیق از سوی پیامبر انجام گرفته؛ چنانکه جزئیات نماز نیز در قرآن نیامده و از سنت گرفته شده است.

تعیین جانشین باید با شورای مردم باشد، نه نصب الهی.

انتخاب شورایی درباره‌ی ریاست یک اجتماع بشری است، نه درباره‌ی حجت الهی که علم و عصمت شرط آن است و مردم به درونیّت آن آگاهی ندارند؛ چنین مقامی تنها از سوی خدا و رسول او تعیین می‌شود.

آیات قرآن در این باب

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُوا۟ ٱلرَّسُولَ وَأُو۟لِى ٱلْأَمْرِ مِنكُمْ ۖ فَإِن تَنَٰزَعْتُمْ فِى شَىْءٍۢ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌۭ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.

سوره نساء · آیه ۵۹قرآن کریم

۞ يَٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ۖ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُۥ ۚ وَٱللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ ٱلنَّاسِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلْكَٰفِرِينَ

ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می‌دارد؛ و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمی‌کند.

سوره مائده · آیه ۶۷قرآن کریم

سخن پایانی آنکه این موضوع را نباید فقط «بدانیم»؛ قرار دادن آن در زندگی روزمره، مغز تن است.