پیرامون «انسان کامل در اندیشه شیعه کیست؟» پرسشها و شبهههایی مطرح میشود. در این نوشته هر شبهه را جداگانه و مستند پاسخ میدهیم.
پاسخ کلی در یک نگاه
انسان کامل در اندیشهی شیعه موجودی است که همهی ظرفیتهای انسانی او به کمال رسیده و آیینهی تمامنمای اسماء و صفات الهی است؛ در این نگاه، پیامبران و بهویژه امامان معصوم، مصداق کامل این مقاماند. او هم نقطهی اتصال زمین به آسمان است و هم الگوی عملی سلوک برای دیگر آفریدگان. پس انسان کامل نه یک مفهوم ذهنی، بلکه حقیقتی زنده و حاضر در هر عصر است.
شبههها و پاسخها
آیا این تعبیر نوعی الوهیتدادن به بشر نیست؟
خیر؛ انسان کامل عبدِ محض است و کمالش از فیض خداست؛ همانگونه که آیینهی روشن بر نور خورشید دلالت دارد بیآنکه خود خورشید باشد.
چرا خدا مستقیماً هدایت نمیکند و واسطه میخواهد؟
نظام آفرینش سراسر سبب و واسطه است؛ به همان قیاس که خورشید با واسطهی فضا به زمین میرسد، هدایت نیز از مجرای بشرِ کامل جاری میشود و این با توحید افعالی منافاتی ندارد.
آیات قرآن در این باب
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّى جَاعِلٌۭ فِى ٱلْأَرْضِ خَلِيفَةًۭ ۖ قَالُوٓا۟ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّىٓ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ
(به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [= نمایندهای] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار میدهی که فساد و خونریزی کند؟! (زیرا موجودات زمینی دیگر، که قبل از این آدم وجود داشتند نیز، به فساد و خونریزی آلوده شدند. اگر هدف از آفرینش این انسان، عبادت است،) ما تسبیح و حمد تو را بجا میآوریم، و تو را تقدیس میکنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را میدانم که شما نمیدانید.»
وَعَلَّمَ ءَادَمَ ٱلْأَسْمَآءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ فَقَالَ أَنۢبِـُٔونِى بِأَسْمَآءِ هَٰٓؤُلَآءِ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ
سپس علم اسماء [= علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات] را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست میگویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!»
إِنَّا عَرَضْنَا ٱلْأَمَانَةَ عَلَى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱلْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا ٱلْإِنسَٰنُ ۖ إِنَّهُۥ كَانَ ظَلُومًۭا جَهُولًۭا
ما امانت (تعهّد، تکلیف، و ولایت الهیّه) را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسیدند؛ امّا انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد)!
خواندنِ یکباره کافی نیست؛ بازگشت به این نکتهها در تجربهی روزمره، تفاوتساز است.
