قرآن سرگذشت دو پسر آدم را روایت می‌کند که هر یک قربانی‌ای ارائه کردند و تنها از یکی پذیرفته شد؛ حسادت، قابیل را به قتل برادر کشاند و کلاغی به او آموخت که چگونه جنازه را بپوشاند؛ داستان نخستین قتل بشر.

روایت

دو پسر آدم هر یک قربانی‌ای تقدیم کردند؛ از یکی پذیرفته شد و از دیگری نه. خداوند از زبان هابیل به برادر خود فرمود که اگر از روی تقوا اقدام کنی، خداوند تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد؛ پس ملاک قبولی، جان و نیت تقدیم‌کننده است نه شکل و قیمت هدیه.

قابیل که توفندی از حسادت در دل داشت، برادرش را تهدید به قتل کرد. هابیل پاسخی آرام و والا داد که من دست خود را به سوی تو درازی نمی‌کنم تا تو را بکشم؛ زیرا من از خداوند پروردگار جهانیان می‌ترسم. او افزود: می‌خواهم تو با گناه خود نزد من بیایی و من بی‌گناه باشم؛ اما این پاسخ آرام، آتش حسادت را در دل قابیل فرو ننشاند.

قابیل نفس خود را کشت و برادر بی‌گناهش را به قتل رساند؛ و از زیانکاران شد. در این داستان، قرآن ریشه خشونت را در نفس اماره و حسادت نشان می‌دهد که پیش از آنکه دست به خون آلوده شود، در دل ساکن شده است.

چون برادر را کشت، ندانست با پیکر او چه کند و خداوند کلاغی فرستاد که در زمین می‌کاوید تا به او نشان دهد بدن برادرش را چگونه بپوشاند. او گفت وای بر من؛ آیا از این کلاغ ناتوان‌ترم که بدن برادرم را بپوشانم؟ و از پشیمانان شد؛ پشیمانی‌ای که دیگر جان هابیل را بازنمی‌گرداند.

خداوند پس از این روایت فرمود که از این رو بر بنی‌اسرائیل نوشتیم که هر کس انسانی را جز به قصاص نفس یا فسادی در زمین بکشد، چنان است که همه مردم را کشته و هر کس انسانی را زنده بدارد، چنان است که همه مردم را زنده داشته است؛ و این، اصل کرامت جان آدمی در نگاه قرآن است.

درس‌ها و پیام‌ها

  • نخستین قتل تاریخ از دل حسادت زاده شد؛ رشک ورزیدن، خویشاوند را به خون برادر می‌کشاند.
  • ملاک قبولی عمل نزد خدا، تقواست نه حجم و ظاهر تقدیم؛ قربانی هابیل کوچک اما از روح پاک بود.
  • پرهیز از پادخشونت حتی در برابر تهدید مرگ، اخلاق پیروان راستین خداست.
  • بی‌توجهی به تعالیم الهی، انسان را از کلاغ پست‌تر می‌کند؛ فطرت باید از دام بغض پاک نگه داشته شود.
  • پشیمانی پس از جنایت، اگر زمینه جبران از دست رفته باشد، جز حسرت چیزی نمی‌آورد.
  • در نگاه قرآن، جان انسان چنان مقدس است که کشتن یک نفر هم‌ارز کشتن همه مردم است.

آیات قرآن در این باب

۞ وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ٱبْنَىْ ءَادَمَ بِٱلْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًۭا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ ٱلْءَاخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ ۖ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلْمُتَّقِينَ

و داستان دو فرزند آدم را بحقّ بر آنها بخوان: هنگامی که هر کدام، کاری برای تقرّب (به پروردگار) انجام دادند؛ امّا از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد؛ (برادری که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!» (برادر دیگر) گفت: «(من چه گناهی دارم؟ زیرا) خدا، تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد!

سوره مائده · آیه ۲۷قرآن کریم

لَئِنۢ بَسَطتَ إِلَىَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِى مَآ أَنَا۠ بِبَاسِطٍۢ يَدِىَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ ۖ إِنِّىٓ أَخَافُ ٱللَّهَ رَبَّ ٱلْعَٰلَمِينَ

اگر تو برای کشتن من، دست دراز کنی، من هرگز به قتل تو دست نمی‌گشایم، چون از پروردگار جهانیان می‌ترسم!

سوره مائده · آیه ۲۸قرآن کریم

فَبَعَثَ ٱللَّهُ غُرَابًۭا يَبْحَثُ فِى ٱلْأَرْضِ لِيُرِيَهُۥ كَيْفَ يُوَٰرِى سَوْءَةَ أَخِيهِ ۚ قَالَ يَٰوَيْلَتَىٰٓ أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَٰذَا ٱلْغُرَابِ فَأُوَٰرِىَ سَوْءَةَ أَخِى ۖ فَأَصْبَحَ مِنَ ٱلنَّٰدِمِينَ

سپس خداوند زاغی را فرستاد که در زمین، جستجو (و کندوکاو) می‌کرد؛ تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن کند. او گفت: «وای بر من! آیا من نتوانستم مثل این زاغ باشم و جسد برادرم را دفن کنم؟!» و سرانجام (از ترس رسوایی، و بر اثر فشار وجدان، از کار خود) پشیمان شد.

سوره مائده · آیه ۳۱قرآن کریم

مِنْ أَجْلِ ذَٰلِكَ كَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ أَنَّهُۥ مَن قَتَلَ نَفْسًۢا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ ٱلنَّاسَ جَمِيعًۭا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحْيَا ٱلنَّاسَ جَمِيعًۭا ۚ وَلَقَدْ جَآءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِٱلْبَيِّنَٰتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًۭا مِّنْهُم بَعْدَ ذَٰلِكَ فِى ٱلْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ

به همین جهت، بر بنی اسرائیل مقرّر داشتیم که هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته؛ و هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. و رسولان ما، دلایل روشن برای بنی اسرائیل آوردند، اما بسیاری از آنها، پس از آن در روی زمین، تعدّی و اسراف کردند.

سوره مائده · آیه ۳۲قرآن کریم

پرسش‌های پرتکرار

چرا قربانی هابیل پذیرفته شد و قربانی قابیل نه؟

قرآن علت را ذکر نکرده اما از گفته هابیل برمی‌آید که خداوند تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد؛ پس تفاوت در تقوا و نیت دو برادر بود نه در جنس قربانی.

آیا قرآن نام این دو برادر را آورده است؟

قرآن آنان را «دو پسر آدم» معرفی می‌کند؛ نام هابیل و قابیل از روایات و منابع تفسیری نقل شده است.

پیام اصلی داستان هابیل و قابیل چیست؟

حرمت جان انسان، خطر حسادت و اینکه ملاک ارزش انسان نزد خدا تقواست؛ همچنین مسئولیت فردی در برابر خشم و تهدید.

اگر این نوشته برای شما مفید بود، پرسش‌های خود را از بخش «پرسش و پاسخ» سایت بپرسید؛ پاسخ با ذکر منبع ارائه می‌شود.