فرمانروایی با خداوند درباره زنده کردن و میراندن به ستیز برخاست و ابراهیم او را به آیتی بیپاسخ نشاند؛ سپس آتشی که برای سوزاندن یار خدا فراهم شد، به فرمان آسمان سرد و سلامت گشت.
روایت
نمرود بر سرزمینی فرمان میراند که خود را خدا میخواند و فرمانروایی خودخوانده، دعوت توحیدی ابراهیم را که پیوسته در آن دیار دنبال میکرد، به ستیز آشکار کشید.
او روزی با ابراهیم به گفتوگویی تکبرآمیز برخاست و گفت: من زنده میکنم و میمیرانم؛ یعنی جانشان را میبخشم و مخالفان را میکشم. ابراهیم پاسخی داد که چارهای برایش نبود: خداوند خورشید را از خاور میآورد؛ تو آن را از باختر بیاور.
نمرود که پاسخی نداشت، به زور پناه برد؛ فرمان داد هیزمی فراوان گرد آورند و ابراهیم را در آن بیندازند تا دیدهبانان شکست خورده باورها، پیروزی را به چشم ببینند. بنا بر نقلها، او را با پرتابافکنی در آتش انداختند.
خداوند خطاب به آتش فرمود: ای آتش، بر ابراهیم سرد و سلامت باش. شعلههایی که برای سوزاندن آماده شده بود، به گلستانی آرام بدل شد و آسمان، آغوش خود را برای یار خدا گشود.
ابراهیم از میان آن گرداب بیرنج بیرون آمد و نمرود و همراهانش، رسوایی بزرگی در تاریخ باقی گذاشتند؛ و خداوند این واقعه را نشانهای جاودان کرد که توفان زور، در برابر فرمان آفریدگار، بر چیزی توان ندارد.
درسها و پیامها
- استدلال کوتاه و دقیق، از جنگ و زور مؤثرتر است؛ یک جمله ابراهیم، کاخ ادعای الوهیت نمرود را فرو ریخت.
- آتش هرگاه سوزاننده باشد، به اذن خداست؛ همان قانونی که به فرمان او برای دیگران سوزان است، برای یارش گلستان میشود.
- بندگت صادق در دل تهدید نیز آرام است؛ او میداند تصمیم نهایی درباره جانش، در دست کسی است که آتش را آفریده است.
- ظالمان هنگام بیپاسخ ماندن، به خشونت روی میآورند؛ این خود گواه شکست منطقی آنان است.
آیات قرآن در این باب
أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِى حَآجَّ إِبْرَٰهِۦمَ فِى رَبِّهِۦٓ أَنْ ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَٰهِۦمُ رَبِّىَ ٱلَّذِى يُحْىِۦ وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا۠ أُحْىِۦ وَأُمِيتُ ۖ قَالَ إِبْرَٰهِۦمُ فَإِنَّ ٱللَّهَ يَأْتِى بِٱلشَّمْسِ مِنَ ٱلْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ ٱلْمَغْرِبِ فَبُهِتَ ٱلَّذِى كَفَرَ ۗ وَٱللَّهُ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ
آیا ندیدی (و آگاهی نداری از) کسی [= نمرود] که با ابراهیم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو کرد؟ زیرا خداوند به او حکومت داده بود؛ (و بر اثر کمی ظرفیت، از باده غرور سرمست شده بود؛) هنگامی که ابراهیم گفت: «خدای من آن کسی است که زنده میکند و میمیراند.» او گفت: «من نیز زنده میکنم و میمیرانم!» (و برای اثبات این کار و مشتبهساختن بر مردم دستور داد دو زندانی را حاضر کردند، فرمان آزادی یکی و قتل دیگری را داد) ابراهیم گفت: «خداوند، خورشید را از افق مشرق میآورد؛ (اگر راست میگویی که حاکم بر جهان هستی تویی،) خورشید را از مغرب بیاور!» (در اینجا) آن مرد کافر، مبهوت و وامانده شد. و خداوند، قوم ستمگر را هدایت نمیکند.
قَالُوا۟ حَرِّقُوهُ وَٱنصُرُوٓا۟ ءَالِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَٰعِلِينَ
گفتند: «او را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید، اگر کاری از شما ساخته است!»
قُلْنَا يَٰنَارُ كُونِى بَرْدًۭا وَسَلَٰمًا عَلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ
(سرانجام او را به آتش افکندند؛ ولی ما) گفتیم: «ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش!»
پرسشهای پرتکرار
گفتوگوی ابراهیم و نمرود در کدام آیه آمده است؟
در آیه ۲۵۸ سوره بقره؛ خداوند کسی را که درباره پروردگارش با ابراهیم ستیزید، چنین توصیف میکند که خداوند او را پادشاهی داده بود و او در ادعای زنده کردن و میراندن درافتاد.
آیا آتش واقعا سرد شد یا معنایی دیگر دارد؟
ظاهر آیه تصریح دارد که آتش بر ابراهیم سرد و سلامت بود؛ بسیاری از مفسران افزودهاند که به برکت آن، محل آتش سبز و خرم شد، اما این بخش از روایات است و اصل معجزه، سرد و بیضرر شدن آتش است.
تفاوت این ماجرا با قصه شکستن بتها چیست؟
قصه شکستن بتها به تبیین ضعف بتان و حیله ابراهیم در اثبات بطلان شرک میپردازد؛ اینجا کانون داستان، گفتوگوی عقلی با مدعیان الوهیت و نجات معجزهآسا از آتش است.
امیدواریم این بررسی روشنکننده بوده باشد. نظرات و پرسشهای خود را با ما در میان بگذارید.
