قرآن گفتوگوی سلیمان پیامبر را با ملکه سبا روایت میکند؛ از گزارش هدهد و نامهای محترمانه تا آوردن تخت از راه دور و تالار شیشهای، داستانی که نشان میدهد قدرت واقعی در خدمت توحید، سلطهای جاودانه میسازد.
روایت
خداوند به داود و سلیمان دانش داد و به سلیمان فهم گفتار پرندگان و روانسازی معادن را که به هیچکس چنین نداده بود، آموخت. در فرمان او، از انس و جن تا باد و مرغان، سپاهی منظم داشت که پیوسته در خدمت او بودند.
سلیمان روزی پرندگان را بازرسی کرد و هدهد را نیافت؛ هدهد بازگشت و خبر داد که به سرزمینی به نام سبا رسیده که در آن زنی بر تخت پادشاهی نشسته و هر چیز شایستهای به او داده شده و تخت بزرگی دارد؛ اما او و قومش به جای خداوند، آفتاب را میپرستند.
سلیمان نامهای محترمانه نوشت که آغازش سلام بود و ملکه را به بازگشت به سوی خداوند فراخواند. ملکه با مشاورانش درافتاد و بهجای جنگ، فرستادگانی با هدیهای گرانبها فرستاد تا سلیمان را بیازماید؛ اما سلیمان گفت آیا با مال مرا به راه میآورید؟ آنچه خداوند به من داده از آنچه به شما داده بهتر است و هدیه شما را خودتان داشته باشید.
سلیمان از حاضران خواست تخت ملکه را نزد او آورند و یکی که دانشی از کتاب الهی داشت، آن را در کوتاهترین زمان، پیش از آنکه چشم بگشایی، حاضر کرد. چون ملکه تخت را دید، گفت گویی همان تخت من است؛ و سلیمان گفت: ما پیش از او به دانش رسیده و در برابر خداوند تسلیم شدهایم.
ملکه برای دیدار به دربار سلیمان آمد و به تالاری بلند از شیشه فراخوانده شد و چون آن را آب انگاشت، از ساقهای خود برگشت. سلیمان گفت این تالاری است از شیشه. در آن لحظه ملکه گفت ای پروردگار من، به خودم ستم کردم و در برابر سلیمان به خدای جهانیان تسلیم شدم.
درسها و پیامها
- قدرت و دانش، وقتی در خدمت توحید به کار گرفته شود، حتی تختهای ستم را به زیر میکشد.
- گزارشهای بهظاهر کوچک نباید سبک شمرده شود؛ خبر یک پرنده در دستگاه سلیمان، سرنوشت یک ملت را دگرگون کرد.
- نامه محترمانه و منطقی، از جنگ خونین مؤثرتر است؛ دعوت سلیمان با سلام آغاز شد نه با شمشیر.
- اموال و هدیهها، پیامبران را از مسیر حق برنمیگرداند؛ ملاک، عنایت الهی است نه رشوهها.
- زن میتواند فرمانروایی خردمند باشد؛ سبا با مشورت و درایت، و نه با جنگطلبی، بحران خود را مدیریت کرد.
- فریب ظاهر، انسان را به خطا میکشاند؛ دیدن شیشه و پنداشتن آن به آب، درس بصیرت در برابر سطحبینی است.
آیات قرآن در این باب
وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا دَاوُۥدَ وَسُلَيْمَٰنَ عِلْمًۭا ۖ وَقَالَا ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى فَضَّلَنَا عَلَىٰ كَثِيرٍۢ مِّنْ عِبَادِهِ ٱلْمُؤْمِنِينَ
و ما به داوود و سلیمان، دانشی عظیم دادیم؛ و آنان گفتند: «ستایش از آن خداوندی است که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری بخشید.»
إِنِّى وَجَدتُّ ٱمْرَأَةًۭ تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِن كُلِّ شَىْءٍۢ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌۭ
من زنی را دیدم که بر آنان حکومت میکند، و همه چیز در اختیار دارد، و (به خصوص) تخت عظیمی دارد!
قِيلَ لَهَا ٱدْخُلِى ٱلصَّرْحَ ۖ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةًۭ وَكَشَفَتْ عَن سَاقَيْهَا ۚ قَالَ إِنَّهُۥ صَرْحٌۭ مُّمَرَّدٌۭ مِّن قَوَارِيرَ ۗ قَالَتْ رَبِّ إِنِّى ظَلَمْتُ نَفْسِى وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَٰنَ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
به او گفته شد: «داخل حیاط (قصر) شو!» هنگامی که نظر به آن افکند، پنداشت نهر آبی است و ساق پاهای خود را برهنه کرد (تا از آب بگذرد؛ امّا سلیمان) گفت: «(این آب نیست،) بلکه قصری است از بلور صاف!» (ملکه سبا) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم؛ و (اینک) با سلیمان برای خداوندی که پروردگار عالمیان است اسلام آوردم!»
پرسشهای پرتکرار
چرا آوردن تخت ملکه معجزه شمرده میشود؟
زیرا تخت گرانبها و سنگین از سرزمینی دور، در زمانی کوتاهتر از پلک زدن و با دانشی الهی حاضر شد؛ کاری که از توان بشری بیرون است.
ملکه سبا چه نام داشت؟
قرآن نام او را ذکر نکرده و تنها از فرمانروایی و تخت بزرگش سخن گفته است؛ نام بلقیس از روایات و تاریخ نقل شده است.
آیا سجده کردن بر سلیمان در داستان، پرستش او نبود؟
نه؛ چنانکه قرآن روایت میکند، ملکه در برابر خدای جهانیان تسلیم شد و آن سجده و تعظیم، تحیت و گواهی بر پیروزی توحید بود.
منبع اصلی این نوشتار قرآن کریم و روایات اهلبیت (ع) است؛ برای مطالعهی بیشتر، لینکهای مرتبط را ببینید.
