ابراهیم از پروردگارش خواست زندهکردن مردگان را به چشم خود ببیند نه از سرِ شک، بلکه برای آرامش افزونتر دل. خداوند او را مأمور کرد چهار پرنده را قطعهقطعه و بر کوههایی پراکنده سازد و سپس آنها را فراخواند تا شتابان به سویش بازگردند.
روایت
ابراهیم خلیل پس از آنکه با استدلالهای روشن بتپرستی قوم خود را باطل شمرد و توحید را با حجتهای قاطع اثبات کرد، در دل آرزویی بزرگ میپروراند. او از خداوند پرسید: پروردگارا، چگونگی زندهکردن مردگان را به من نشان ده. این درخواست نه از سرِ بیایمانی، بلکه خواهان رسیدن به مرتبهای بالاتر از یقین و آسودگی قلب بود.
خداوند پرسید: مگر ایمان نیاوردهای؟ ابراهیم پاسخ داد: آری ایمان آوردهام، اما میخواهم دلم با دیدنِ عینیِ قدرت تو به آرامشی افزونتر برسد. این گفتوگوی آسمانی نشان میدهد که میان ایمانِ خبری و اطمینانِ حاصل از مشاهده فاصلهای است که جویندگان حقیقت در پی پرکردن آناند.
پروردگار به او فرمود چهار پرنده را بگیر، آنها را قطعهقطعه کن و بر هر کوهی بخشی از آنها را بنه. سپس آنها را فراخوان که به سویت میآیند در حالی که شتابان در حرکتاند. ابراهیم دستور را دقیق اجرا کرد و پیکرهای پراکندهی پرندگان را بر دامنههای دور و نزدیک نهاد.
آنگاه آنها را به نام خدا صدا زد و تماشا کرد که قطعهها به یکدیگر پیوستند و پرندگانی کامل، پروازکنان نزد او فرود آمدند. این صحنهی شگفت، یقین ابراهیم را به کمال رساند و برای مؤمنان همهی روزگاران، دلیل روشنی بر قدرت بیپایان خداوند در بازگرداندن زندگی شد. ماجرا میآموزد که آسودگی قلب در سایهی مشاهدهی آثار قدرت الهی، مرتبهای برتر از ایمان صرف و موهبتی ویژه برای بندگان جویندهی یقین است.
درسها و پیامها
- ایمان گرچه در خویش کفایت میکند، تلاش برای رسیدن به یقین و آرامش قلب فضیلتی بزرگ است.
- خداوند دعای صادقانهی بندگان جویندهی حقیقت را پاسخ میگوید و راههای یقین را پیش پایشان میگشاید.
- برای خدایی که آفرینش نخست را آفریده، بازآفرینی پس از مرگ آسانتر و کاری شتابان است.
آیات قرآن در این باب
وَإِذْ قَالَ إِبْرَٰهِۦمُ رَبِّ أَرِنِى كَيْفَ تُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِى ۖ قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةًۭ مِّنَ ٱلطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ ٱجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍۢ مِّنْهُنَّ جُزْءًۭا ثُمَّ ٱدْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًۭا ۚ وَٱعْلَمْ أَنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ
و (به خاطر بیاور) هنگامی را که ابراهیم گفت: «خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده میکنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاوردهای؟!» عرض کرد: «آری، ولی میخواهم قلبم آرامش یابد.» فرمود: «در این صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن! و آنها را (پس از ذبح کردن،) قطعه قطعه کن (و در هم بیامیز)! سپس بر هر کوهی، قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوی تو میآیند! و بدان خداوند قادر و حکیم است؛ (هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانایی بر جمع آنها دارد)».
ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْحَقُّ وَأَنَّهُۥ يُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ وَأَنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ
این بخاطر آن است که (بدانید) خداوند حق است؛ و اوست که مردگان را زنده میکند؛ و بر هر چیزی تواناست.
پرسشهای پرتکرار
درخواست ابراهیم نشانهی ضعف ایمان او بود؟
نه؛ قرآن تصریح میکند که او ایمان داشت و درخواستش برای آرامش قلب بود، یعنی میخواست از مرتبهی ایمان به مرتبهی بالاتر یعنی یقین برسد.
این واقعه چه پیوندی با معاد دارد؟
بازگشت پرندگان مرده به زندگی، نمونهی محسوس زندهشدن مردگان در قیامت است و توان خداوند بر معاد جسمانی را به نمایش میگذارد.
سخن پایانی آنکه این موضوع را نباید فقط «بدانیم»؛ قرار دادن آن در زندگی روزمره، مغز تن است.
