ابراهیم با یکتاپرستی و استدلالهای رسای خود، بنیان فرمانروایی بتپرست نمرود را به لرزه درآورد و این طاغوت، او را به آتش افکند. خداوند به آتش فرمان داد که بر ابراهیم سرد و سلامت باشد و زورگویی نمرود را در برابر فروغ ایمان خوار ساخت.
روایت
نمرود، فرمانروای سرزمین بابل، خود را خدا میخواند و مردم را به پرستش خود و بتها وامیداشت. ابراهیم که با عقل سرراست خود ستاره و ماه و خورشید را پروردگار ندیده بود، آیین نیاکان را نقد کرد و با خرد کردن بتها، تبر را به دست بزرگترین آنها نهاد. این ایستادگی، مقدمهی رویارویی مستقیم او با کاخنشینان ستم شد.
نمرود در برابر دعوت ابراهیم به پرستش خالق، مدعی شد که خود زنده میکند و میمیراند. ابراهیم پاسخی کوبنده داد که خداوند خورشید را از مشرق طلوع میدهد و اگر ادعای تو راست است، آن را از مغرب برآور. طاغوت مبهوت و درمانده ماند و این مناظره، الگوی جاودان گفتوگوی عقلانی با مدعیان دروغین شد.
قوم نمرود که در میدان منطق راهی به پیروزی نمیدیدند، به زور پناه آوردند و در دادگاهی، حکم سوزاندن ابراهیم را صادر کردند. گفتند: او را بسوزانید و خدایان خود را یاری دهید تا پرچم بتپرستی دوباره برافراشته شود. ابراهیم را در میان آتشی عظیم که روزها برای آن هیزم فراهم کرده بودند، افکندند.
در همان هنگام، وحی الهی نازل شد که ای آتش، بر ابراهیم سرد و سلامت باش. شعلههای سوزان، باغ امنیتی شد که خلیلِ خدا در آن آسوده نشست و نمرود و یارانش با همهی قدرت ظاهریشان شکستی تحقیرآمیز خوردند. قرآن افزود که آنان با همین کید، زیانکارترین مردمان شدند و این حادثه، الگوی نجات بندگان صالح از چنگال ستمگران ماند.
درسها و پیامها
- زور و آتش، آخرین پناه کسی است که در برابر منطق از ادله ناتوان شده است.
- خداوند بندگان صالح خود را از نقشههای دشمنان نجات میدهد و نهایت کیدشان به زیان خودشان بازمیگردد.
- دعوت به خدا باید با استدلال روشن همراه باشد و مناظرهی ابراهیم با نمرود، شیوهی گفتوگوی عقلانی را آموزش میدهد.
آیات قرآن در این باب
قَالُوا۟ حَرِّقُوهُ وَٱنصُرُوٓا۟ ءَالِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَٰعِلِينَ
گفتند: «او را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید، اگر کاری از شما ساخته است!»
قُلْنَا يَٰنَارُ كُونِى بَرْدًۭا وَسَلَٰمًا عَلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ
(سرانجام او را به آتش افکندند؛ ولی ما) گفتیم: «ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش!»
وَأَرَادُوا۟ بِهِۦ كَيْدًۭا فَجَعَلْنَٰهُمُ ٱلْأَخْسَرِينَ
آنها میخواستند ابراهیم را با این نقشه نابود کنند؛ ولی ما آنها را زیانکارترین مردم قرار دادیم!
أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِى حَآجَّ إِبْرَٰهِۦمَ فِى رَبِّهِۦٓ أَنْ ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَٰهِۦمُ رَبِّىَ ٱلَّذِى يُحْىِۦ وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا۠ أُحْىِۦ وَأُمِيتُ ۖ قَالَ إِبْرَٰهِۦمُ فَإِنَّ ٱللَّهَ يَأْتِى بِٱلشَّمْسِ مِنَ ٱلْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ ٱلْمَغْرِبِ فَبُهِتَ ٱلَّذِى كَفَرَ ۗ وَٱللَّهُ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ
آیا ندیدی (و آگاهی نداری از) کسی [= نمرود] که با ابراهیم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو کرد؟ زیرا خداوند به او حکومت داده بود؛ (و بر اثر کمی ظرفیت، از باده غرور سرمست شده بود؛) هنگامی که ابراهیم گفت: «خدای من آن کسی است که زنده میکند و میمیراند.» او گفت: «من نیز زنده میکنم و میمیرانم!» (و برای اثبات این کار و مشتبهساختن بر مردم دستور داد دو زندانی را حاضر کردند، فرمان آزادی یکی و قتل دیگری را داد) ابراهیم گفت: «خداوند، خورشید را از افق مشرق میآورد؛ (اگر راست میگویی که حاکم بر جهان هستی تویی،) خورشید را از مغرب بیاور!» (در اینجا) آن مرد کافر، مبهوت و وامانده شد. و خداوند، قوم ستمگر را هدایت نمیکند.
پرسشهای پرتکرار
چگونه آتش برای ابراهیم سرد شد؟
به فرمان مستقیم خداوند، گرمای آتش برای ابراهیم به سلامت و آرامش تبدیل شد؛ چگونگی دقیق این معجزه در اختیار خداست و اصل آن در قرآن تصریح شده است.
مناظرهی ابراهیم با نمرود بر سر چه بود؟
نمرود با کشتن یک نفر و بخشیدن جان دیگری، ادعای زندهکردن و میراندن داشت؛ ابراهیم با مثال طلوع خورشید از مشرق، ناتوانی او را برای همیشه آشکار ساخت.
سخن پایانی آنکه این موضوع را نباید فقط «بدانیم»؛ قرار دادن آن در زندگی روزمره، مغز تن است.
