این پرسش یکی از پرسشهای پرتکرار فارسیزبانان است؛ بیایید پاسخ آن را دقیق بررسی کنیم.
پاسخ اجمالی
معاد جسمانی بدین معناست که همان انسانی که در دنیا زیسته، با روح و بدنِ خود و در همان هویت شخصی احیا میشود، نه اینکه شخص دیگری ساخته شود. خداوندی که انسان را از نطفهای بیشکل آفریده و در طبیعت هر روز نمونههای بازآفرینی را نشان میدهد، بازگرداندن او در قیامت را نیز تواناست. قرآن با تأکید و سوگند این قدرت را بیان کرده و آن را بر پرسشگران مسلّم دانسته است.
توضیح و ادله
استدلال مشهور قرآن بر معاد، استدلال به قدرت آغازین است: او که آفرینش نخست را آغاز کرد، قادر است آن را بازگرداند. از خواب بهمثابه مرگِ کوچک و بیداری بهمثابه معاد کوچک نیز تمسک میشود، زیرا انسان هر شب از حالتی به حالتی بازمیگردد. پرسش از اینکه اجزای پوسیده و پراکنده چگونه بازمیگردد، از منظر قرآن پرسشی از فهم است نه از امکان؛ قرآن میفرماید خدا حتی سرانشت انسان را که جزئیتر از همهی اجزاست بازسازی میکند. در کلام اسلامی گفته شده بازگشت بدنِ شخصیِ هویتساز کافی است، حتی اگر برخی مواد دگرگون شود؛ ملاک، بقای وحدت شخصیت است. افزون بر این، ضرورت عدل اقتضا دارد نتیجهی اعمالی که با بدن انجام شده، با همان شخص و در قالبی جسمانی داده شود.
ادله
- قرآن با تأکید میگوید خدا قادر است استخوانها و حتی سرانشت انسان را بازسازی کند.
- روییدن دوبارهی زمین پس از خشکیدن، نمونهی حسیِ روزمرهی بازآفرینی است که قرآن به آن تمسک میکند.
- خواب و بیداری هر شب، تجربهای مأنوس از مرگ و حیات دوباره است که در روایات به معاد کوچک تشبیه شده است.
- عدل الهی اقتضا دارد جزای اعمال بدنی به همان فاعلِ دارای بدن داده شود وگرنه انتساب دقیق جزا به فاعل عمل از میان میرفت.
شبههها و پاسخ آنها
بدن انسان پیوسته در تغییر است و مواد آن هر چند سال یکبار عوض میشود؛ پس کدام بدن بازمیگردد؟
ملاک بازگشت، هویتِ شخصی است نه مادهی واحد؛ چنانکه رودخانه با جاری بودن آبهای نو، همان رودخانه باقی میماند، در معاد نیز بدنِ هویتسازِ همان شخص بازسازی میشود.
روح جاوید است؛ چه نیازی به بازگشت بدن هست؟
اعمال با نفسِ متصل به بدن انجام شده و کامل بودن کیفر و پاداش، بازگشت همان تجربهی انسانی را میطلبد؛ افزون بر آنکه توصیفهای قرآن از معاد صریحاً جسمانی است.
آیات قرآن در این باب
أَيَحْسَبُ ٱلْإِنسَٰنُ أَلَّن نَّجْمَعَ عِظَامَهُۥ
آیا انسان میپندارد که هرگز استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد؟!
بَلَىٰ قَٰدِرِينَ عَلَىٰٓ أَن نُّسَوِّىَ بَنَانَهُۥ
آری قادریم که (حتّی خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم!
قُلْ يُحْيِيهَا ٱلَّذِىٓ أَنشَأَهَآ أَوَّلَ مَرَّةٍۢ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ
بگو: «همان کسی آن را زنده میکند که نخستین بار آن را آفرید؛ و او به هر مخلوقی داناست!
يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِن كُنتُمْ فِى رَيْبٍۢ مِّنَ ٱلْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَٰكُم مِّن تُرَابٍۢ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍۢ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍۢ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍۢ مُّخَلَّقَةٍۢ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍۢ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ ۚ وَنُقِرُّ فِى ٱلْأَرْحَامِ مَا نَشَآءُ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًۭا ثُمَّ لِتَبْلُغُوٓا۟ أَشُدَّكُمْ ۖ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَىٰٓ أَرْذَلِ ٱلْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنۢ بَعْدِ عِلْمٍۢ شَيْـًۭٔا ۚ وَتَرَى ٱلْأَرْضَ هَامِدَةًۭ فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَيْهَا ٱلْمَآءَ ٱهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنۢبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍۭ بَهِيجٍۢ
ای مردم! اگر در رستاخیز شک دارید، (به این نکته توجّه کنید که:) ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از «مضغه» [= چیزی شبیه گوشت جویده شده]، که بعضی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل؛ تا برای شما روشن سازیم (که بر هر چیز قادریم)! و جنینهایی را که بخواهیم تا مدّت معیّنی در رحم (مادران) قرارمیدهیم؛ (و آنچه را بخواهیم ساقظ میکنیم؛) بعد شما را بصورت طفل بیرون میآوریم؛ سپس هدف این است که به حدّ رشد و بلوغ خویش برسید. در این میان بعضی از شما میمیرند؛ و بعضی آن قدر عمر میکنند که به بدترین مرحله زندگی (و پیری) میرسند؛ آنچنان که بعد از علم و آگاهی، چیزی نمیدانند! (از سوی دیگر،) زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده میبینی، اما هنگامی که آب باران بر آن فرو میفرستیم، به حرکت درمیآید و میروید؛ و از هر نوع گیاهان زیبا میرویاند!
پرسشهای پرتکرار
آیا معاد با همان بدنِ دنیوی است؟
بله با بدنی که اصل هویت اوست، اما در قالب و کیفیتی دگرگون که برای دوزخیان سخت و سوزان و برای بهشتیان لطیف و ماندگار است.
پیشرفت پزشکی در احیای بدن، معاد را باورپذیرتر میکند؟
تا حدی تصور امکان را آسان میکند، اما ملاک اصلی معاد، قدرت خالق و ادلهی نقلی و عقلی است، نه سطح فناوری روزگار.
خواندنِ یکباره کافی نیست؛ بازگشت به این نکتهها در تجربهی روزمره، تفاوتساز است.
