برای آشکار شدن قاتل مقتولی در بنیاسرائیل، خداوند ذبح گاوی را واجد کرد؛ اما پرسشهای پیدرپی و چانهزنیهای قوم، کار سادهای را دشوار ساخت و سرانجام به کراهت انجامید.
روایت
در بنیاسرائیل مردی کشته شد و قاتل گمنام ماند؛ اختلاف خویشاوندان به جان یکدیگر افتاد و کار به درگاه موسی رسید. مردم از او خواستند از خدا بخواهد مقتول را زنده کند تا قاتل آشکار شود.
خداوند فرمان داد که گاوی را ذبح کنند. قوم که گمان میکردند کار بزرگی در پیش نیست، پرسیدند: چه گاوی؟ موسی پاسخ داد: خداوند میفرماید گاوی نه رام برای شخم زدن، نه رام برای آبیاری زمین؛ سالم و بیعیب و بیرنگونو. اما پرسشها ادامه یافت.
آنها رنگ گاو را پرسیدند و شنیدند که زرد روشن است که بینندگان را خوش میآید. باز پرسیدند سن آن را و شنیدند که گاوی میانسال است. هر پرسش، دامنه تکلیف را تنگتر میکرد و قیمت گاو مناسب را در بازار بالاتر میبرد.
سرانجام به سر حد بیرحمی رسیدند که باید آن گاو مشخص را بخرند و ذبح کنند؛ و قرآن میفرماید و ذبحش کردند و نزدیک بود که این کار را انجام ندهند. آنگاه به فرمان خدا بخشی از گاو را بر پیکر مقتول زدند و خدا او را زنده کرد تا قاتل با چشم خود دیده شود.
خداوند این واقعه را در سوره بقره بازگو کرد تا بشر بداند که پیچیده کردن اوامر الهی به بهانه دقت، خود آفتی است که کار ساده دین را به گرانی میاندازد و قساوت قلب را آشکار میسازد.
درسها و پیامها
- معجزه برای هدایت است نه نمایش؛ زنده شدن مقتول، دعوی خونی را فرونشاند و حقیقت را آشکار ساخت.
- تکلیف الهی را باید به سادگی پذیرفت؛ اصرار بر جزئیات بیجا، گاه مایه سنگین شدن بار شرع و حرمت فرصت میشود.
- بازپرسیدن از حکم خدا به قصد فرار، نشانه بیماری دل است؛ هر پرسش بیجا، پرسش بعدی را آسانتر میکند.
- گناه پنهان نزد خدا پنهان نیست؛ آنچه بر زمین پنهان بماند، در آسمان پرونده دارد.
آیات قرآن در این باب
وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِۦٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تَذْبَحُوا۟ بَقَرَةًۭ ۖ قَالُوٓا۟ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًۭا ۖ قَالَ أَعُوذُ بِٱللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ ٱلْجَٰهِلِينَ
و (به یاد آورید) هنگامی را که موسی به قوم خود گفت: «خداوند به شما دستور میدهد مادهگاوی را ذبح کنید (و قطعهای از بدن آن را به مقتولی که قاتل او شناخته نشده بزنید، تا زنده شود و قاتل خویش را معرفی کند؛ و غوغا خاموش گردد.)» گفتند: «آیا ما را مسخره میکنی؟» (موسی) گفت: «به خدا پناه میبرم از اینکه از جاهلان باشم!»
قَالَ إِنَّهُۥ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌۭ لَّا ذَلُولٌۭ تُثِيرُ ٱلْأَرْضَ وَلَا تَسْقِى ٱلْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌۭ لَّا شِيَةَ فِيهَا ۚ قَالُوا۟ ٱلْـَٰٔنَ جِئْتَ بِٱلْحَقِّ ۚ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُوا۟ يَفْعَلُونَ
گفت: خداوند میفرماید: «گاوی باشد که نه برای شخم زدن رام شده؛ و نه برای زراعت آبکشی کند؛ از هر عیبی برکنار باشد، و حتی هیچگونه رنگ دیگری در آن نباشد.» گفتند: «الان حق مطلب را آوردی!» سپس (چنان گاوی را پیدا کردند و) آن را سر بریدند؛ ولی مایل نبودند این کار را انجام دهند.
فَقُلْنَا ٱضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا ۚ كَذَٰلِكَ يُحْىِ ٱللَّهُ ٱلْمَوْتَىٰ وَيُرِيكُمْ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
سپس گفتیم: «قسمتی از گاو را به مقتول بزنید! (تا زنده شود، و قاتل را معرفی کند.) خداوند اینگونه مردگان را زنده میکند؛ و آیات خود را به شما نشان میدهد؛ شاید اندیشه کنید!»
پرسشهای پرتکرار
چرا خداوند ذبح گاو را بر آنان واجد کرد؟
برای این که با زدن بخشی از آن به مقتول، او زنده شود و قاتل آشکار گردد؛ هم اختلاف خونها فرو بنشیند و هم قدرت خداوند بر زنده کردن مردگان به نمایش گذارده شود.
آیا این ماجرا دلیل بر حرمت پرسش از احکام است؟
نه؛ پرسش برای فهم پسندیده است. آنچه نکویده، چانهزنی و تکلف در عمل به حکم روشن است؛ آیه صریحا میگوید نزدیک بود آن را انجام ندهند، یعنی روحیه فرار از تکلیف مذموم است.
مناسبت نام «سوره بقره» با این داستان چیست؟
از آن رو که داستان گاو سرخ از درخشانترین قصههای این سوره است، این سوره به بقره یعنی گاو نامگذاری شده است.
خواندنِ یکباره کافی نیست؛ بازگشت به این نکتهها در تجربهی روزمره، تفاوتساز است.
