پیرامون «جبر و اختیار از نگاه قرآن چگونه است و دیدگاه شیعه با اشاعره چه تفاوتی دارد؟» پرسش‌ها و شبهه‌هایی مطرح می‌شود. در این نوشته هر شبهه را جداگانه و مستند پاسخ می‌دهیم.

پاسخ کلی در یک نگاه

از نگاه قرآن انسان مختار است؛ هدایت الهی تنها راه را نشان می‌دهد و انتخاب با اوست، چنانکه آیات «إنا هدیناه السبیل» و «فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر» گواه‌اند. اشاعره با تأکید بر آیات مشیت الهی به جبر فزاینده‌ای رسیدند، اما امامیه با جمع میان هر دو دسته آیات، راه «امری میان جبر و تفویض» را در پیش گرفت. بدین‌سان مسئله، مسئله‌ی تفسیر آیات و مبنای کلامی است.

شبهه‌ها و پاسخ‌ها

اگر علم ازلی خدا به اعمال ما قطعی است، اختیار ما توهم است.

علم، علت نیست؛ دانستنِ پیشینیِ یک انتخابِ آزاد، به آن ضرورت نمی‌دهد؛ همان‌گونه که آگاهی از انتخاب آزادانه‌ی دیگری در آینده، آن را از اختیار خارج نمی‌کند.

آیات فراوانی افعال بندگان را به خدا نسبت می‌دهند و این همان جبر است.

این آیات ناظر به مالکیت تکوینی و اسباب‌سازی خداست، نه سلب فاعل بودن انسان؛ قرآن در همان سوره‌ها ایمان و کفر و فعل را به خود انسان نیز نسبت می‌دهد.

آیات قرآن در این باب

إِنَّا هَدَيْنَٰهُ ٱلسَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًۭا وَإِمَّا كَفُورًا

ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!

سوره انسان · آیه ۳قرآن کریم

وَقُلِ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَن شَآءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَآءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ إِنَّآ أَعْتَدْنَا لِلظَّٰلِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِن يَسْتَغِيثُوا۟ يُغَاثُوا۟ بِمَآءٍۢ كَٱلْمُهْلِ يَشْوِى ٱلْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتْ مُرْتَفَقًا

بگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد (و این حقیقت را پذیرا شود)، و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سراپرده‌اش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‌کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است!

سوره کهف · آیه ۲۹قرآن کریم

وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًۭا

و شما هیچ چیز را نمی‌خواهید مگر اینکه خدا بخواهد، خداوند دانا و حکیم بوده و هست!

سوره انسان · آیه ۳۰قرآن کریم

سخن پایانی آنکه این موضوع را نباید فقط «بدانیم»؛ قرار دادن آن در زندگی روزمره، مغز تن است.